شهدای پاسدار :: شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

| خانه | پایین صفحه | بلاگ بیان | چی میل | تماس با ما | گردو
شهدای شاخص بروجرد
* هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست. * آنچه مهم است حفظ راه شهداست، یعنی پاسداری از خون شهدا، این وظیفه اول ماست. * نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آنها باز کرده اند، حرکت کنیم. * هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. * امروز، به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است. * فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود. * جامعه مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت، توقف و عقبگرد نخواهد داشت. * پیشرفت های افتخار آمیز علمی کشور از برکات جهاد و شهادت در راه خداست. * از خدا می خواهم مبادا بعد از یك عمر زحمت، مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد. شهادت، مرگ در راه ارزشهاست … * شهادت ها انقلاب ما را پابرجا و تضمین كرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت. ********** * همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند. وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد. * مهم ترین امتیاز شهدای ما نسبت به كسانی كه در سایر كشورها در راه آرمان های خود فداكاری می كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است. * مظهر قدرت ایران، شهدا هستند. * شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند. * ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از بركت خون پاك شهدای عزیزمان داریم. * خون شهیدان تضمین كننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند كه مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است. * خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتی كه آن ها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است. * چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداكاری شهدای ماست. * وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است. * بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار. ********** امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


شهدای فرهنگی بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


آمار وبلاگ
-----------------


آخرین مطالب

پیوند ها

ابزار

جانم فدای رهبر
 جانم فدای رهبر اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم


پیام های روزانه
* شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.( امام خامنه ای) * شهادت، یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنا می‌ دهد.( امام خامنه ای) * شهادت، همیشه با ارزش است و فداکاری در راه خدا، همیشه کاری عظیم و ارجمند است.( امام خامنه ای) * باید یاد حقیقت و خاطره‌ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.( امام خامنه ای) * شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، مشعل‌ دار پیروزی و آزادی و استقلال ملتند.( امام خامنه ای) * شما، انتساب افتخارآمیزی به شهادت دارید.( امام خامنه ای) * شهادت، مرگ انسان های زیرک و هوشیار است که نمی‌ گذارند این جان، مفت از دستشان برود.( امام خامنه ای) * اگر خدای متعال، این دعا را از کسی قبول کند که مرگ او را در شهادت قرار دهد، بزرگ ترین امتیاز را به یک انسان داده است.( امام خامنه ای) * هر چه داریم، به برکت جان‌فشانی‌ ها و فداکاری‌ هاست، به برکت روحیه‌ شهادت‌ طلبانه است.( امام خامنه ای) * پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)


این معامله با خدای متعال است؛
شهید جان خودش را داده است ،
و رضای الهی را ،
که بالاترین ارزشهای عالم وجود است ؛
کسب کرده است .
در همه‌ی ادیان الهی ؛
فداکاری در راه خدا ،
جان دادن در راه خدا ،
این ارزش والا را دارد .

مقام عظمای ولایت
1402/05/22

ایران حسین علیه السلام ،
پیروز است


نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
----------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

...................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی




کلمات کلیدی

پیوندهای روزانه

تبلیغات



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
شهدای ثبت شده در وبلاگ ( به ترتیب حروف الفبا )
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید










۲۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای پاسدار» ثبت شده است

يكشنبه, ۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۳۲ ق.ظ

عباسی ناصر فرزند رضا

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید ناصر عباسی

شهید ناصر عباسی

نام : ناصر

نام خانوادگی : عباسی

نام پدر : رضا

نام مادر : طوبا

تاریخ تولد : 1345/04/01

محل تولد : بروجرد

شغل : پاسدار وظیفه

تاریخ شهادت : 1366/08/26

محل شهادت : ماووت

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6112895

زندگینامه

در روز اول تیر ماه سال 1345 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش رضا، کشاورز بود و مادرش طوبا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. نقاش بود. سال 1363 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد.

به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. در روز بیست و ششم آبان ماه سال 1366 ، با سمت تک تیرانداز در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. تربت پاک او در گلزار بهشت شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 406.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۰۴ ، ۱۱:۳۲
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
يكشنبه, ۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۰:۱۷ ق.ظ

عباسی گودرزی خدارحم فرزند حسن

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید خدارحم عباسی گودرزی

شهید خدارحم عباسی گودرزی

نام : خدارحم

نام خانوادگی : عباسی گودرزی

نام پدر : حسن

نام مادر : شوکت

تاریخ تولد : 1333/14/20

محل تولد : بروجرد

شغل : پاسدار

تحصیلات : دیپلم

تاریخ شهادت : 1365/10/11

محل شهادت : فاو

آرامگاه : گلزار شهدای روستای خورمیز از توابع شهرستان مهریز در استان یزد

کد ایثارگری : 6524286

زندگینامه

در روز بیستم تیرماه سال 1333 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش حسن (فوت 1349 ) و مادرش شوکت نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد.

به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. یازدهم دی 1365 ، با سمت فرمانده دسته در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، دست و پا، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای روستای خورمیز از توابع شهرستان مهریز به خاک سپردند.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان یزد، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1395، صفحه 298.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۰۴ ، ۱۰:۱۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
جمعه, ۵ مهر ۱۴۰۴، ۰۵:۴۳ ب.ظ

طاهری محمدابراهیم فرزند پنجشنبه

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید محمد ابراهیم طاهری

 

شهید محمد ابراهیم طاهری

نام : محمدابراهیم

نام خانوادگی : طاهری

نام پدر : پنجشنبه

نام مادر : چمن

تاریخ تولد : 1330/04/06

محل تولد : بروجرد

سن : 28 سال

شغل : پاسدار

تـاریخ شـهادت : 1358/03/08

محل شهادت : در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله ضد انقلاب

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 5800531

زندگینامه

در روز ششم فروردین ماه سال 1330، در شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. پدرش پنجشنبه، کارگر بود و مادرش چمن نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. خیاط بود. ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد.

در روز هشتم خرداد ماه سال 1358، در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله ی ضد انقلاب به شهادت رسید. تربت پاک او در قسمت تک مزارهای گلزار بهشت شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 396.

ش             

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۰۴ ، ۱۷:۴۳
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
جمعه, ۵ مهر ۱۴۰۴، ۰۵:۴۲ ب.ظ

طاهری روزبهانی محمد فرزند علیرضا

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید محمد طاهری روزبهانی

شهید محمد طاهری روزبهانی

 

نام : محمد

نام خانوادگی : طاهری روزبهانی

نام پدر : علیرضا

تاریخ تولد : 1343/02/01

محل تولد : بروجرد / آبادان

شغل : دانش آموز

تاریخ شهادت : 1364/12/10

نام گلزار: بروجرد اشترینان

کد ایثارگری: 6409878

 

زندگینامه


یکم اردیبهشت 1343 ، در شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. پدرش علیرضا و مادرش طوبا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.

به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دهم اسفند 1364 ، در آبادان بر اثر اصابت ترکش به سینه و پا، شهید شد. مزارش در زادگاهش واقع است.

منبع:
ـــ
فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 396.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۰۴ ، ۱۷:۴۲
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
جمعه, ۵ مهر ۱۴۰۴، ۰۵:۳۵ ب.ظ

ضمیری نیا خیراله فرزندعیسی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید خیرالله ضمیری نیا

شهید خیرالله ضمیری نیا

 

نام : خیرالله

نام خانوادگی : ضمیری نیا

نام پدر : عیسی

نام مادر : عشرت

تاریخ تولد : 1347/12/02

محل تولد : بروجرد

شغل : پاسدار

تاریخ شهادت : 1367/03/17

محل شهادت : سردشت

نام گلزار : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری : ۶۷۱۲۴۰۹

 

دوم اسفند 1347 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش عیسی، کشاورز بود و مادرش عشرت نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند.
به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. هفدهم خرداد 1367 ، در سردشت توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.

منبع:
ـــ
فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 394.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۰۴ ، ۱۷:۳۵
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
چهارشنبه, ۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ

صالحی روزبهانی سید علی ( عباس ) فرزند

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سردار رشید اسلام پاسدار شهید سیدعلی( عباس ) صالحی روزبهانی

 


شهید سیدعلی( عباس ) صالحی روزبهانی
نام : سیدعلی ( عباس )

نام خانوادگی : صالحی روزبهانی

نام پدر : سید سعید

تاریخ تولد : 1375/09/11

محل تولد : شهرستان بروجرد

تاریخ شهادت : 1403/01/13

محل شهادت : کنسولگری ایران در دمشق

عامل شهادت : اصابت موشک هوا به زمین رژیم ددمنش صهیونیستی

 

 

 

 

زندگینامه

شهید سید علی(عباس) صالحی روزبهانی جوان 28 ساله، متولد 11 آذرماه سال 1378 در روستای آیت الله بروجردی از توابع شهرستان بروجرد است، او متاهل بود در سال 1399 به استخدام سپاه درآمد او از افسران رشید سپاه قدس بود که در حمله ی وحشیانه اسراییل به کنسولگری ایران در سوریه ، در روز شهادت مولای متقیان امیرالمومنین علی علیه السلام در تاریخ 1403/1/13 در راه دفاع از مظلوم و حریم حرم اهل‌ بیت علیه السلام بر اثر حمله وحشیانه رژیم کودک‌ش صهیونیست به سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در حمله هوایی اسرائیل به سفارت ایران در سوریه به فیض عظمای شهادت نائل شد.

پیکر ایشان بعد از حضور در مرقد حضرت زینب به بروجرد منتقل شد و تربت پاک وی در گلزار بهشت شهدای بروجرد واقع است.

 

 

ماجرای شهادت

هواپیماهای رژیم جعلی صهیونیستی در (13 فروردین) ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق را مورد هدف حمله موشکی قرار داد که بر اثر این جنایت سرداران رشید مدافع حرم «سرتیپ پاسدار محمدرضا زاهدی» و «سرتیپ پاسدار محمدهادی حاجی رحیمی» و پنج نفر از همراهان به نام های حسین امان اللهی، سید مهدی جلالتی، محسن صداقت، علی آقا بابایی و علی صالحی روزبهانی به شهادت رسیدند.

آرزوی شهادت در بلندی‌های جولان و فلسطین را داشت و همواره دوست داشت در حمایت از مظلوم و مبارزه با ظالم به فیض شهادت نایل شود و در نهایت به آرزوی دیرینه و زیبای خود دست یافت.

از 17 سالگی عضو گروه جهادی خادم‌الشهدا شده بود و به نیازمندان کمک می‌کرد و عاشق شهادت هم بود، نشان به آن نشان که همواره سر مزار شهید ابراهیم هادی حاضر می‌شد.

در سالروز تولد شهید هادی کیکی تهیه کرده بود و بر مزار این شهید حاضر شده بود، یواشکی به یکی از دوستانش گفت دعا کنید شهید شوم.

زمانی که دلتنگ می‌شد بر سر مزار شهدا حضور می‌یافت و در یکی از همین روزها که دلتنگ شهادت بود، به یکی از دوستانش گفته بود که عاشق شهادت در بلندی‌های جولان و جنگ با صهیونیست‌هاست و خداوند متعال هم حرف دلش را شنید و آن را اجابت کرد.

سال 1398 برای نخستین‌بار بود که راهی سفر مشهد مقدس می‌شد و در این سفر هم از امام رضا علیه‌السلام درخواست شهادت می‌کند و در نهایت به آرزوی دیرینه‌اش یعنی همان شهادت دست می‌یابد.

صحبت از پاسدار مدافع حرم شهید سیدعباس صالحی روزبهانی است، همان شهیدی که به مادرش گفته بود که اگر بمیرد و دوباره زنده شود، دوباره مسیر شهادت را در پیش می‌گیرد، چون عاشق شهادت است.

به گفته مادر شهید، اگر سیدعباس دوباره زنده شود، دوباره کمکش می‌کنم که مسیر شهادت را در پیش بگیرد.

 

زندگینامه

شهید سید عباس صالحی روزبهانی شهید صالحی روزبهانی در 11 آذرماه سال 1378 در شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. با توجه به اینکه از همان ابتدای کودکی توجه و احترام ویژه ای برای مقام پدر و مادر قائل بودند حسن عاقبت زندگی دنیوی خویش را که همان شهادت بود با استمرار بر دست بوسی والدین به ارمغان بردند.

ایشان علاقه زیادی به محافل و روضه اهل بیت داشتند همیشه در محافل اهل بیت شرکت و یقین داشتند که اگر در هرکاری به اهل بیت متوسل شویم حتما به نتیجه می رسیم شهید صالحی علاقه ی بسیار ویژه ای به آقا امیرالمومنین(علیه السلام) داشتند می گفتند اگر شیعه واقعی باشیم و حب امیرالمومنین (علیه السلام) داشته باشیم آقا در شب اول قبر به فریادمان می رسند.

ایشان فردی بسیار شجاع ، غیرتی، مهربان و با معرفت بودند محبت، ویژگی برجسته شان در طول عمر نه چندان بلند اما پربازده شان بود ایشان عقیده داشتند که شهادت یک رزق است، باید این رزق را خدا و اهل بیت عطا فرمایند و به معنای واقعی کلمه مصداق جمله سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بودند که فرمودند: تا کسی شهید نبود شهید نمی شود و شرط شهید شدن شهید بودن است.

حقیقتا سید عباس شهادت گونه زندگی کرد و این رزق را از خداوند متعال گرفت و کامیاب شد. شهید صالحی بسیار اهل بخشش و کمک به فقرا بودند، همیشه میگفتند اگر میخواهید وابستگی شما به این دنیا کم شود، ارزشمندترین دارایی خود را هدیه کنید به دیگران

ازدواج شهید صالحی نیز مانند زیستن شان شهدایی بود ایشان در مقبره الشهدا با همسرشان آشنا شدند، در معراج شهدا عقد کردن و در روز عروسی در محضر شهدا با کسب اجازه از شهدا زندگی عاشقانه ای را شروع کردن 🌼

همسرداری ایشان زبانزد خاص و عام بود همیشه با الفاظ زیبا همسرشان را صدا میزدند کلمه عشق بین سید عباس و همسرشان کلمه ای بسیار مقدس بود و با همین عشق پاک و مقدس یکسال و نیم بهترین زندگی را داشتند.

ایشان با ارادت خاصی که به شهدا داشتند همچون همتایان آسمانی شان خواهان رعایت حجاب فاطمی خواهران بودند چادر خاکی مادر سادات را پناه امن هر دو عالم می دانستند و همیشه میگفتند برای جذب افراد بی حجاب از راه صحیح باید وارد شد و نباید فرق گذاشت.

شهید صالحی ولایت فقیه را همیشه خط قرمز خود و اطرافیان می دانستند و ارادت قلبی فراوانی به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله داشتند وی با توجه به علاقه ی شدیدی که به خدمت اسلام و مبارزه با دشمنان اسلام و دفاع از حریم آل الله داشتند در سال 1399 به عضویت نیروی قدس سپاه درآمدند.

سرانجام پس از 4 سال مجاهدت مخلصانه در 13 فروردین ماه سال 1403 مصادف با 21 رمضان سال 1445 هجری قمری با زبان روزه به دست شقی ترین افراد در حمله ی تروریستی رژیم منحوس صهیونیستی به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق سوریه به فیض شهادت نائل آمده و به آغوش اباعبد الله(ع) پرکشیدند تا از دست مبارک ساقی کوثر روزه خود را افطار و نفسی تازه کنند و برای ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) رجعت کنند، ان شاءالله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۰۴ ، ۱۱:۱۸
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
سه شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۵۵ ب.ظ

صارمی شیرمحمد فرزند علی محمد

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید شیرمحمد صارمی

شهید شیرمحمد صارمی

 

نام : شیرمحمد

نام خانوادگی : صارمی

نام پدر : علی محمد

نام مادر : کشور

تاریخ تولد : 1327/12/23

محل تولد : بروجرد

شغل : پاسدار

تاریخ شهادت : 1363/12/27

محل شهادت : زبیدات عراق (جاده اندیمشک)

آرامگاه : گلزار شهدای روستای « توده زن » بروجرد

کد ایثارگری : 6308498

 

 

 

زندگینامه

در روز بیست و دوم اسفند ماه سال 1327 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش علثی محمد (فوت 1331 ) کشاورز بود و مادرش کشور (فوت 1332 ) نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب چهار پسر و دو دختر شد.

به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. در روز بیست و هفتم اسفند ماه سال 1363 ، با سمت مسئول تدارکات نیروهای مستقر در خط پدافندی زبیدات بود در حین انجام ماموریت در جاده اندیمشک بر اثر سانحه رانندگی و ضربه مغزی به شهادت رسید. نربت پاک او درگلزار شهدای روستای « توده زن » بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 383.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۴ ، ۲۰:۵۵
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
سه شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۵۳ ب.ظ

صارمی شیرخدا فرزند شاه محمد

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید شیرخدا صارمی

شهید شیرخدا صارمی

نام : شیرخدا

نام خانوادگی : صارمی

نام پدر : شاه محمد

نام مادر : مهرماه

تاریخ تولد : 1335/06/01

محل تولد : بروجرد روستای توده زن

تاریخ شهادت : 1360/03/21

محل شهادت : آبادان

محل دفن : گلزار شهدای شهرستان بروجرد

کد ایثارگری : 6008084

 

زندگینامه شهید

 

شهید شیرخدا صارمی یکم شهریور 1335، در روستای شهید پرور توده زن متولد شد پدرش محمد، کشاورز بود و مادرش مهرماه نام داشت. پس از تشکیل کلاس های ابتدایی در این روستا که مصادف بود با دوران ترویج سپاه دانش به روستاها ایشان دوران کلاس های ابتدایی تا کلاس ششم را به اتمام رسانید.

شهید از خانواده ای مذهبی و کشاورز بود و چون امکان درس خواندن از کلاس ششم بیشتر در این روستا نبود به ناچار افرادی که قصد درس خواندن داشتند و می بایست به مرکز بخش اشترینان بروند، اکثر بچه ها با نام برده همکلاسی بودند و ثبت نام کرده بودند اما پدر ایشان که به شغل کشاورزی مشغول بودند و کسی را نداشتند که در کارهای کشاورزی کمک شان بکند با ثبت نام شهید در اشترینان مخالف بودند ولی به خاطر علاقه ای که شهید به درس خواندن داشتند پس از یک سال وقفه در درس ثبت نام نمودند و تا کلاس دوم متوسطه در اشترینان ادامه دادند، در این زمان شهید شیرخدا صارمی به همراه تعدادی از همکلاسی های خود وارد مرحله ی جدیدی از زندگی یعنی وارد مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شدند.

شهید شیرخدا صارمی انسانی دوست داشتنی برای همه بودند و با افراد خانواده، افراد روستا و همکلاسی هایش بسیار خوش اخلاق و خنده رو و نسبت به روستاییان بسیار رئوف بوده و از نظر اخلاق و خنده رویی زبانزد همه ی اهالی روستا بودند و نسبت به دشمنان به تناسب بینش آنان با آنها برخورد می کرد و اگر کسی نسبت به ایشان بدی روا می داشت ولی ایشان می دانست که از روی نادانی بوده با او صحبت کرده و اخلاق او را تغییر می داد.

فردی بسیار سخی و بخشنده بودند و گاه اتفاق می افتاد که خودش در مورد چیزی نیازمند بود و اگر می دانست از دوستانش به آن چیز احتیاج دارد در اختیار دوستش که نیازمند بود می گذاشت و در مورد مسائل دینی و واجبات و محرمات حساسیت خاصی داشت.

پس از سپری کردن دوران متوسطه باز هم به همراه تعدادی از افراد روستا در شهرستان بروجرد به ادامة تحصیل پرداخت تا سرانجام در سال 1356 موفق به اخذ دیپلم شد و در این دوران با همکاری همکلاسی هایش که همگی از همین روستا بودند یک کتابخانه در مسجد روستا تشکیل دادند چون که اکثر آنها گرایش کمونیستی یا غربی داشتند بچه‌ها را با کتاب های کمونیستی آشنا می کردند و تصمیم گرفتند تا یک کتابخانه تشکیل دهند که هر کدام از بچه ها به اندازه ی توانش کتاب های اسلامی خریداری و در کتابخانه گذاشتند تا در اختیار بچه های روستا قرار دهند. یکی از دوستانش می گوید: یادم هست روزی به اتفاق شهید از جلوی مدرسه که تازه زنگ خورده بود و بچه ها عازم خانه شان بودند می گذشتیم و مشاهده می کردیم که اکثر بچه ها یک کتاب غیردرسی در دست دارند، اینجانب با شهید شیرخدا صارمی کتاب ها را از بچه ها گرفتیم و دیدیم همه ی کتاب ها غیراسلامی هستند، بلافاصله به مدرسه رفتیم و با معلم مربوطه صحبت کردیم که شما چرا از این کتاب ها به بچه‌ها می دهید که در جواب گفتند ما می خواهیم از این بچه ها صمد بسازیم و از این لحظه بود که ما حدود ده الی دوازده نفر بودیم که تصمیم به تأسیس کتابخانه گرفتیم و حدود 300 الی 400 جلد کتاب در کتابخانه گذاشتیم و یک نفر هم مسئول کتابخانه شد و بچه ها را هم توجیه کردیم که بیایند و هفته‌ای یک کتاب تحویل بگیرند و پس از خواندن آن را تحویل و کتاب دیگری بگیرند.

از این تاریخ به بعد معلمین و رئیس خانه انصاف وقت و اعضای انجمن و عده ای از مردم روستا با ما درگیر می شدند و به عناوینی برای ما مشکل تراشی می کردند و اگر ما بعضی از شب ها جهت برطرف کردن مشکل درسی به خانه ی همدیگر می رفتیم فردای آنروز پاسگاه ژاندارمری به سراغ ما می آمد و همگیِ ما را به پاسگاه می بردند و تا صبح بازداشت می کردند و حرفشان این بود که شما جلسه می چینید و علیه رژیم صحبت می کنید و چون مدارک کتبی نداشتند ما را آزاد می کردند. در تمام این مراحل شهید شیرخدا صارمی حضور داشتند و در مسائل اجتماعی همیشه با انواع مختلف افرادی که خلاف داشتند درگیر بودند نظیر مغازه داران و قصاب ها و گرانفروشان، رانندگان وسائط نقیله که کرایه گران می کردند و ... . خلاصه پس از اخذ دیپلم با شهید شیرخدا چون زمانی برای رفتن به سربازی وقت داشتیم جهت پیدا کردن کار به تهران رفتیم و از تهران با یک اکیپ نقشه برداری راهی ارومیه شدیم و حدود 6 ماه با آن اکیپ نقشه بردای کار کردیم و نقشه برداری را بصورت تجربی فرا گرفتیم و شهید صارمی در تمام این دوران اگر پولی هم بدست می آورد با آنکه خودش نیازمند بود ولی اگر می دید که یکی از دوستانش به آن پول احتیاج دارد آن پول را در اختیارش می گذاشت حتی بدون آنکه رسید از وی دریافت کند و همیشه سعی داشت به طریقی با طرفداران رژیم شاه منحوس مبارزه کند و حتی نظرش به این بود که اگر نمی توانیم مبارزه مسلحانه بکنیم باید مبارزة منفی کنیم تا پایه های رژیم را سست کنیم و تا آنجا که توان داشت، چه با عمل و چه با سخن گفتن مبارزه می کرد و یکی از سرسخت ترین مبارزین در آن دوران بود و همیشه از اینکه بعضی از افراد روستا جوانان را به دام اعتیاد می کشیدند رنج می برد و تا آنجا که از دستش می آمد با کمک روستاییان به این افراد ضربه می زد.

اوایل سال 1357 بود که بنده به همراه ایشان با میل و اطمینان دفترچه ی آماده به خدمت گرفته و عازم خدمت شدیم که یک نفر روحانی آمدند به روستای قائد طاهر به عنوان امام جمعه در روستا انجام وظیفه می نمودند و چون روحانی انقلابی بود و با تعدادی از جوانان قائد طاهر ساعت 11 شب تا ساعت 1 جلسه سخنرانی در مسجد روستا با عنوان جلسه آموزش قرآن داشت ولی بی وقفه صحبت مسائل سیاسی مطرح می شد و ما همراه شهید و تعدادی دیگر از جوانان روستای توده زن ساعت 10 شب حرکت می کردیم و خودمان را به آن جلسه می رساندیم و تا اینکه یکی دوبار در ناحیه ساواک شناسایی شدیم و یک بار نیز احضاریه ای از طرف فرماندهی وقت بروجرد برای دوازده نفر از جمله شهید صارمی آمد که همه را دعوت کرده بودند تا رأس ساعت 11 صبح در فرماندهی حضور یابند. وقتی به فرماندهی رفیتم بجز فرمانده، رئیس انجمن شهر بروجرد و تمامی اعضاء ساواک و رئیس ساواک بروجرد نیز حضور داشتند که در آن جلسه ما را متهم کردند که شما چرا در راهپیمایی شرکت می کنید و پخش اعلامیه های حضرت امام خمینی را به ما نسبت دادند و آتش سوزی ها را به ما نسبت میزدند و خلاصه ما را تهدید کردند از این تاریخ به بعد اگر شما را در تظاهرات و گردهمایی ببینیم سرو کارتان با قانون است و جلسه آن روز تا عصر بطول انجامید و پس از آن از طرف افراد خائن روستا مدرسه ی توده زن را به آتش کشیدند که شهید صارمی همیشه وسط این قضایا بود.

سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد.

همیشه که با هم به تهران می رفتیم و سوار اتوبوس های خط می شدیم سعی می کرد که پول بلیط خط واحد را نپردازد و هنگامی که از او سؤال می کردیم چرا کرایه نمی دهی می گفت این هم خودش یک نوع مبارزه است تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد و از همان انقلاب بود که جزء هسته ی مرکزی سپاه بروجرد شد و اینجانب با ایشان بودم ولی این با نظریه ایشان فرق می کرد و اینجانب سعادت داشتم باز هم در خدمت ایشان باشم و پس از تشکیل سپاه و شکل گیری انقلاب مدتی در واحد مواد مخدر سپاه فعالیت داشتیم چون ما بیشتر از بقیه از این بلای خانمان سوز بدمان می آمد.

در این مدت بنده همیشه به فکر شهید صارمی بودم و لحظه ای آرام و قرار نداشتم و با خود می اندیشیدم که شیرخدا حالا از عملیات برگشته و منتظرش است و باید زودتر خودم را به دارخوئین برسانم چون ما با هم عهد بسته بودیم که هیچ کدام تنهایی برنگردیم. وقتی به بروجرد آمدم و سراغ شیرخدا را گرفتم بستگانتش اطلاعی نداشتند و آن ها احوالش را از من می پرسیدند، وقتی به آنها گفتم از او اطلاعی ندارم ناراحت شدند و فکر می کردند که من به آن ها حقیقت را نمی گویم. سرانجام پس از سه روز عازم جبهه دارخوئین شدم و همراه پسرعمویش وقتی که ما به اورژانس عملیاتی وارد شدیم دیدم نام او را بر سر درب اورژانس نوشته بودند.

او بیست و یکم خرداد ۱۳۶۰، با سمت پزشکیار در آبادان بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شده و پیکر پاک آن شهید پس از چند روز در عملیات بیت المقدس بدست آمد.

شهید شیرخدا صارمی

 

فرازی چند از وصیتنامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

بنام خداوند شهیدان و درهم کوبنده ستمگران. تنها راه سعادت، ایمان و جهاد شهادت است.

با عرض سلام به ساحت مقدس ولی عصر امام زمان روحی و ارواح العالمین له الفدا و درود بر منجی انسانیت امام خمینی که از خدا میخواهم از عمر من بکاهد و به عمر پر برکتشان بیفزایند. سلام و درود فراوان بر شهیدان اسلام و سلام بر مادر و پدر عزیزم. برادران و خواهرانم را نیز سلام می‌رسانم.

مادرجان اگر من شهید شدم از تو خواهش می‌کنم برایم گریه نکن چون می‌دانم که تو گریه می‌کنی، اما اگر صبر کنی خداوند اجر عظیمی به تو می‌دهد. چنانچه هر مالی در اسلام خمس دارد بنده نیز خمس دیگر برادرانم هستم. همسرم و فرزندم حسام را سلام می‌رسانم و از شما همگی می‌خواهم که در تربیت فرزندم کوشا باشید و اگر بزرگ شد به او بگویید که پدرت سرباز خمینی کبیر بود و راه حسین را پیش گرفت و باید حتماً او نیز این راه را ادامه دهد.

از همه شما که نتوانستم یک فرزند یا برادر و یا همسر و یا پدر خوب برایتان باشم می خواهم راه شهدا و امام شهدا را ادامه دهید. تمام همسایه‌ها و دوستان و فامیل ها را درود و سلام می‌رسانم.

تعدادی کتاب دارم، اگر بچه‌ها استفاده می‌کنند که بسیار خوب و اگر استفاده نمی‌کنند وقف کتابخانه کنید، البته بعضی از آن ها متعلق به سایر دوستانم هستند که می خواهم آن ها را به صاحبانشان برگردانید.

حدود ۹۰ تومان شاه محمدِ عمو شاهین از من می‌خواهد فراموش کردم که پرداختش کنم شما پرداخت کنید و مقداری پول از بچه‌ها می‌خواهم هرکه هر چند داد بگیرید و زیادتر نبوده است و بخدا خجالت می‌کشم که اسم اشخاص و مبالغ را بیاورم هرچه دادند همان است مطمئنم که کم نمی‌دهند و یا نمی‌خورند.

والسلام ۲۰ خرداد ماه ۱۳۶۰ ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه بعد از ظهر یکی دو ساعت مانده به عملیات.

در حال حاضر آماده هستیم و بخدا هیچکدام از ما مثل امروز خوشحال نبوده‌ایم، من خودم بهترین روز عمرم امروز و از این ساعت به بعد تا پایان حمله و پیروزی نهایی است.

والسلام

 

خاطرات یاد شده از شهید

 

به نقل از فرزند

قال علی علیه السلام: غوائدی نفسی بیده لوکان الانبیاء علی طریقتهم لترجوا المایرون عن بهائهم (بهار الانوار ج۱۰)

علی ( علیه السلام ) فرمود: قسم به آن کسی که جانم در قبضه اوست شهدا با عظمت و جلال و نورانیتی وارد قیامت می‌شوند که اگر انبیاء در مقابل آنها سواره بگذرند به احترام آن ها ( شهدا ) پیاده می‌شوند. آری این است مقام شهید و شهادت چون در راه خدا جانبازی نموده‌اند و پیروی از سیدالشهداء حسین بن علی ( علیه السلام ) کرده‌اند.

فرزند شهید راجع به پدر بزرگوارشان می‌گوید:

با اینکه سن کمی داشتم اما خوبی ها و مهربانی های پدرم یادم هست و حال نیز هرگاه مشکلی برایم پیش می‌آید سر نماز به پدرم می‌گویم و با او درد دل می‌کنم، آرام می‌گیرم و مشکلم به لطف خدا حل می‌شود.

پسر شهید می‌گوید از عمویم شنیده‌ام که پدر بزرگم برایش نقل کرده است در زمان کودکی پدرم چون در روستا زندگی می‌کرده‌اند یک روز که عمو و پدربزرگم تصمیم دارند برای شخم زدن زمین بروند پدر من خیلی اصرار می‌کند که همراه آن ها برود وقتی که با پدر بزرگ و عمویم به سر زمین کشت می‌روند هنوز نرسیده، پدرم گریه می‌کند و می‌گوید برگردیم.

هرچه پدر بزرگم به او می‌گوید که صبر کند تا زمین را شخم زده بعد برگردند قبول نمی کند.

پدرم در حال گریه است که سیدی می‌آید دستی روی سر پدرم می‌کشد و بعد رو به پدر بزرگم می کند و می گوید ایشان را به امام رضا ( علیه السلام ) ببرید چون بعداً شهید می‌شود و بعد آن سید هم ناپدید و غیب می‌شود.

پدر بزرگم یقین داشته است که آن سید، آقا و امام ما حضرت مهدی (عج) بوده است که از کودکی خبر می‌دهند که ایشان شهید می شود و مواظب این بزرگوار باشید که بعدها هم این گفته به واقعیت می‌پیوندد.

فرزند شهید می‌گوید طبق گفته یکی از همرزمان پدرم در دار خوئین در حالی که مشغول مداوای مجروحین بوده و عراقی ها حمله می کنند و وی فرصت فرار داشته است اما وظیفه خود می‌داند که مجروحین را تنها نگذارد. در حالیکه مجروحی را کول گرفته تا وی را برای مداوا به عقب بیاورد گلوله‌ای به مغزش اصابت می کند و عاشقانه پر می‌گشاید و به آرزو و خواسته دیرینه‌اش که از کودکی به وی نوید این پیروزی و سعادت رسیده است می‌رسد.

ایشان اولین شهید روستای توده زن از حوالی شهرستان بروجرد و دومین شهید شهرستان بروجرد و سومین شهید استان لرستان می‌باشند.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

پیام مقام معظم رهبری به مناسبت تجلیل از شهداء:

خانواده‌های معظم شاهد در هفته دفاع مقدس (1377/07/04) شهادت در پیشگاه پروردگار، تعبیر ویژه ای دارد. در قرآن، کشته شدن در راه خدا یک مرگ نیست؛ «افان مات اوقتل» کشته شدن در راه خدا را با مرگهای معمولی یکسان به حساب نمی‌آورد. در معیار الهی و با دیگاه دینی و قرآنی یک مفهوم دیگر و یک معنای فاخری است، لذا کسی که این عطیه الهی شامل حال او در را خدا و شهید می‌شود، این خود سپاسگذار خداست.

از جبهه عشق بیقرار آمده بود

بر مرکب عاشقی سوار آمده بود

آن کشته راه دوست سردار شهید

با خویشتنِ خویش کنار آمده بود

آهنگ زلالِ آب آوازش بود

در چشمه روشن فلق جایش بود

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۴ ، ۲۰:۵۳
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
سه شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۴، ۰۵:۳۳ ب.ظ

صارمی داود فرزند حسین

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید داود صارمی

شهید داود صارمی
نام : داود

نام خانوادگی : صارمی

نام پدر : حسین

نام مادر : مهرماه

محل تولد : بروجرد

تاریخ تولد : 1345/06/20

شغل : کشاورز

تاریخ شهادت : 1365/10/25

محل شهادت : شلمچه

کد ایثارگری : 6522296

زندگبنامه

هفتم شهریور 1345 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورز بود و مادرش مهرماه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند.

به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم دی 1365 ، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، دست و پا، شهید شد. تربت پاک او در گلزار شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 382.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۴ ، ۱۷:۳۳
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
سه شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ

صارمی احمد فرزند علی محمد

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شهید احمد صارمی

شهید احمد صارمی

شهید احمد صارمی

نام پدر : علی محمد
نام مادر : عزت

تاریخ تولد : 1344/12/25

محل تولد : بروجرد

شغل : پاسدار

تاریخ شهادت : 1366/01/22

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6611916   


زندگینامه

بیست و پنجم اسفند 1344 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش علی محمد، کشاورز بود و مادرش عزت نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست. کارگر بود.

به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. بیست و دوم فروردین 1366 ، در بمباران شیمیایی خرمشهر به شهادت رسید. تربت پاک او در گلزار شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 382.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۴ ، ۱۷:۰۱
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
آخرین مطالب
.: وبلاگ شهدای بروجرد :.