شهیده زهره حق گو گذاری

شهید زهره حقگو گدازی
نام: زهره
نام خانوادگی: حقگوگدازی
نام پدر : علی اکبر
نام مادر : بتول
شماره شناسنامه : 209
محل صدور : بروجرد
تاریخ تولد : 1345/06/25
محل تولد : بروجرد
طول مدت حیات : 20 سال
شغل : معلم
تاریخ شهادت : 1365/11/11
محل شهادت : بروجرد
آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد
کد ایثارگری : 6512053
زندگینامه
بیست و پنجم شهریور 1345 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش علی اکبر، کارگر بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. آموزگار بود.
یازدهم بهمن 1365 ، در بمباران هوایی زادگاهش بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار بهشت شهدای بروجرد واقع است.
خواهرش ناهید حقگو گدازی نیز به شهادت رسیده است
منبع:
فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهشهای بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 201.
زندگینامه
زهره و ناهید دو ستاره همیشه روشن زندگی به دنیایی قدم نهادند که در آن، حنجره ی تشنه عشق را به نافله قامت بستند و زمین همواره سینه سجده هایشان بود. آن دو به قافله عاشورائیان پیوستند و در مکتب عاشورا زانوی تعلیم و تربیت زدند و همراه امام خویش سرود لبیک اللهم لبیک را با جان و دل فریاد زدند. آنان دانش آموختگان مکتب ثارالله بودند و دراین مکتب جوانه زدند و روئیدند و همواره ذکر خدا جاری بر لبان روزه دارشان بود. زهره در روز بیست و پنجم شهریور ماه سال 1345 به دنیا آمد و در خانواده ای مؤمن در شهر بروجرد بزرگ شد.
آنان علمداران علم وایمان بودند و چون جهاد اکبر را جهاد نفس می دانستند جوانی شاگردانشان رابرایشان ترجمه می کردند تا سینه هایشان را مالامال از غیرتی کنند به پاکی تپش قلب قبیله قیام، زهره و ناهید معلم اخلاق، ایمان، صداقت، شرم و حیا و حجاب بودند که به خاطر اخلاق حسنه و نیکو و صداقتی که در کلامشان موج می زد الگوی همگان بودند.
با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق بر علیه جمهوری اسلامی ایران، این دو خواهر بزرگوار چون نمی توانستند به خط مقدم جبهه بروند سلاح قلم رااستوار به دوش کشیدند و در سنگر مدرسه و مسجد رزم خویش را همچنان ادامه می دادند و در تهیه موادغذایی، پوشاک و... برای رزمندگان اسام تلاش می کردند.
براستی سعادت جامعه حال و آینده بستگی به وظیفه شناسی، وسعت فکر و آگاهی و درایت افرادی دارد که تربیت کننده نسل ها می باشند. زهره و ناهید از جمله معلمان دلسوزی بودند که خوب تکلیف خود را می شناختند و شغل خویش را شغل انبیاء می دانستند، لذا در راه تربیت و آگاهی اقشار جامعه از هیچ تلاشی دریغ نکردند. حتی در وصیت نامه های خویش که چندی پیش از شهادتشان نوشته بودند رسالت خود را فراموش نکرده و تاکید بر یاد خدا، تابع بودن امر ولایت فقیه برای رسیدن به اهداف حقیقی اسلام، گذشت، امانتداری، مهربانی، نیکی به پدر و مادرو دوستان را متذکر شده اند. و امروز ما مانده ایم و یاد و خاطره آن عزیزان که چون دو ستاره درخشان به عاشوراییان پیوستند تا چراغ راه زمینیان باشند. زهره در تاریخ 11 بهمن 1365 در سن 20 سالگی در بروجرد آسمانی شد و در گلزار شهداء بروجرد آرام گرفت
زندگینامه شهید زهره حقگوگدازی
در خانوادهی مومن و مسلمان فرزند دختری به دنیا امد و که او را به نام مبارک فاطمه زهرا را بر او نهادند و او را زهره نامیدند . تحصیلات ابتدایی و راهنمای و دبیرستان را در بروجرد سپری کرد و تازه نوجوان شده بود و که انقلاب اسلامی در حال شکوفایی بود و او را به همراه مادر اعضای خانواده ش در راهپیمای های و تظاهرات شرکت می کرد و پس از پیروزی اسلام به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد و به فعالیت های مذهبی و علوم قران و در مدارس همت گماشت و او عاشق و دلباخته حضتر باری تعالی بود و با اینکه می داسنت به جبهه نمی تواند برود و اما وصیت ناتمه می نوشت و پیام میداد و تا اینکه در روز 1365/11/11 دزخیمان ناپاک بعثی ناجوانموردانه به شهر بروجرد حمله کردند و با بمباران هدیه استکبار جهانی آن شهر را بمباران کردند و تعدای زیادی از شهروندان به شهادت رسیدند
در خانواده ی مومن و مسلمان فرزند دختری به دنیا آمد . یکی ار القاب مبارک حضرت فاطمه زهرا را برای نام او انتخاب کرده و او را زهره نامیدند .
تحصیلات ابتدایی و راهنمای و دبیرستان را در بروجرد گذراند.
دوران نوجوانیش مصادف شده بود با قیام مردم ایران و شکوفا شدن انقلاب اسلامی .
زهره به همراه مادر و دیگر اعضای خانواده در راهپیمایی ها و تظاهرات مردمی شرکت داشت .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ،به استخدام اداره اموزش و پرورش بروجرد درآمد و به فعالیت های مذهبی و نشر و معارف علوم قرآنی در مدارس همت گماشت. او عاشق و دلباخته ی حضرت باری تعالی بود .
با اینکه می دانست به جبهه نمی تواند برود اما وصیت نامه ای نوشت.
او در روز 1365/11/11 در حالی که دژخیمان ناپاک بعثی ناجوانمردانه بروجرد قهرمان و مقاوم را مورد حمله موشکی قرار داده بودند به شهادت که آرزوی دیرینه اش بود رسید.
خاطرات شهید زهره حقگدارزی از مادر شهید
من مادری هستم که سینه ام پر از درد است و آنقدر داغ عزیز دیده ام و که دیگر خاطر هیچ کس به یادم نمانده است هفت فرزند داشتم و 5 دختر و 2 پسر بود و که از آنها تنها 1 دختر و 1 پسر مانده است و 5 فرزندانم نازنینم همانند غنچه در همان جوانی پر پر شده اند و از همه بدتر من مرد زندگیم و کسی که قرار بود تکیه گاهی برای من باشد او را نیز از دست دادم و او هم خیلی زود مرا تنها گذاشت و رفت و گاهی اوقات ساعت ها به این مساله فکر می کنم و که چه گناهی کرده ام و که باید در این دنیا این همه تلخی را ببینم از خوبی های زهره هر چه بگویم کم گفته ام و بچه ام را به سختی بزرگ کرده ام و زهره از همان کودکی آرزو داشت که دبیر شود و همیشه به پدرش می گفت بچه ها پیامبران معلم ما بودند و آنها را به سعادت رساندند و برای همین زهره به من می گفت مادر من هم دوستدارم و معلم باشم و همه معلم ها خوب هستند و به آروزیش رسید و حتی فرصت این را پیدا نکرد و که از اولین حقوق ماهیانه اش بهرمند شود و همه چیز را به موقع و به اندازه رعایت می کرد . به موقع عبادت می کرد . به موقع تفریح می کرد و به موقع کا ر می کرد و هیچ وقت مسائل را با یکدیگر اشتباه نمی کرد و به بزرگترها خیلی احترام می گذاشت و هیچ وقت نافرمانی نمی کرد و اصلا نیازی به نصیحت نداشت . نجیب و پاکدل و خدا پرست و متواضع بود و بعد از شهادت زهره مدیر مدرسه که به تشیبع جنازه آمده بود و به جمعیت می گفت شما باید به من تسلیت بگوید و به خاطر اینکه از دست دادن این چنین همکاری.
قبل از شهادت خواب دیدم زهره در یک باغ بزرگی مشغول قدم زد است و پیش او رفتم و که برایش غذا ببرم و اسب سفید و قشنگی در انتهای باغ مشغول قدم زدن بود و زهره بسیار زیبا و نورانی شده بود و من مدام به او می گفتم مادر جان مگر با تو نیستم ، بیا برویم و غذا بخور و گفت مادر من دیگر غذا نمی خواهم خدانگهدار رفت و سوار اسب شد و ناگهان اسب به اسمان پر کشید و رفت بعد از شهادت هر وقت خواب می بینمش کتاب در دست دارد و به من می گوید مادرجان عجله دارم و باید به مدرسه بروم و بچه ها منتظرند و اخرین زمانی که زنده بود خیلی نسبت به شاگردهایش حساس بود و به خصوص نسبت به شاگردان روستایی اش

همیشه سفارش می کرد که برای نماز شب بیدارش کند و مدام در حال نماز خواندن بود و خیلی با خدا بود و یک زمان آن اوایل خیلی بی تابی می کرد و اخر قبل از دست دادن و این 2 دخترم یک پسر و دختر از دست داده بودم و یک شب زهره و ناهید دو خواهر به خواب یکی از همکارانش رفته بودند و صبح همان روز آن خانم به خانه ما آمد و به محض اینکه چشمش به من افتاد دست به گردنم کرد و شروع کرد به گریه کردن و به من تبریک می گفت و به خاطر داشتن چنین بچه هایی میگفت ناهید و زهره را در یک باغ برگ و سر سبز دیده ام و به سر می بردند و سر سبز دیده است و بسیار مجلل و شاد و با چهره ای بسیار نورانی و زیبا این خانم می گفت آن ها گفته اند و برو به مادرمان بگو کمتر بی تابی کند و جایگاه ما آنقدر خوب است و که از فکر و خیال چیزی فراتر است و آن ها به من و همسرم سلام رسانده بودند و گفته بودند و ما را به آن ها سر خواهیم زد
توصیه خانواده شهید
جوانان امروز مادران و پدران آینده این مرز و بوم هستند و باید حرمت خونهایی ریخته فرزندان ما را نگه دارند و شاید که فردای خدای ناکرده جنگی دیگری را رخ دهد و خون های دیگری ریخته شود و آن ها هم از نسل بعد از خود ، این انتظار را دارند : که حرمت نگه دارند و او در خانواده ای مذهبی و ساده و خدا پرست و تعلیم و تربیت شد و ایشان بعد از اینکه سال های تحت تعلیم و هدایت پد رو ماد ر بزرگوارشان بودند و خود بعد از اتمام تحصیلات راه انبیا را پیش گرفتند و به شغل مقدس معلمی روی آورند و همواره برای شاگردانش معلمی دلسوز و زحمتکش بود و هیچ گاه در کار و مسولیت خویش کوتاهی نمی کرد و به اموال بیت المال خیانت نمی کرد .
وصیت نامه شهید زهره حقگوگدازی
سلام بر مهدی
و سلام بر امام امت قلب امت
و سلام بر رزمندگان خروشان علیه کفر
و سلام بر نهادها
و سلام بر شهیدان عروج رفته با خون سرخشان
و سلام بر شما خواهران و برادر عزیزم و دوستان بسیار گرامیم و خانواده عزیزم
امیدورام مرا حلال کنید و بدایند تنها راهی که رضایت خدا را به همکراه دارد و پیروی و اطلاعت از امام خمینی است و لحظه ای از خط ولایت فقیه جدا نوشید و امام را تنها نگذارید و از خداوند طلب امرزش دارم
شهیده ی بزرگوار زهره ی حقگو گدازی در تاریخ 1345/06/25 در شهرستان بروجرد متولد شد و در خانواده ای خوب و مذهبی پرورش یافت و راه کمال را در مکتب مهر و محبت والدین متدین خود آموخت دوران تحصیلات را تا اخذ دیپلم ادامه داد این شهید گرانقدر که بسیار فهیم و با نجابت بود در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی همراه دیگر اقشار مردم در راهپیمایی ها شرکت و حضوری فعال داشت پس از پیروزی انقلاب اسلامی در آموزش و پرورش استخدام گردید و به کار تعلیم و تربیت پرداخت این شهید سر افراز در تاریخ 1365/11/11 بر اثر حمله ی هوایی دشمن به فیض عظمای شهادت نایل آمد
روحش شاد و یادش گرامی باد .
وصیت نامه شهید زهره حق گو گذاری
سلام بر مهدی و سلام برامام امت قلب تپنده امت و سلام به رزمندگان اسلام که بر علیه کفر و الحاد می خروشند. و سلام بر شهیدانی که با عروج خود و با خون سرخشان نهال اسلام را آبیاری کردند.
سلام بر شما خواهران و برادران عزیزم و دوستان بسیار گرامم و خانواده عزیز و دوست داشتنی ام امیدورام مرا حلال کنید و بدانید تنها راهی که رضایت خدا را به همراه دارد پیروی و اطاعت از امام خمینی است .
لحظه ای از خط ولایت فقیه جدا نشوید و امام را تنها نگذارید و از خداوند طلب آمرزش دارم