شهدای فراجا :: شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

| خانه | پایین صفحه | بلاگ بیان | چی میل | تماس با ما | گردو
شهدای شاخص بروجرد
* هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست. * آنچه مهم است حفظ راه شهداست، یعنی پاسداری از خون شهدا، این وظیفه اول ماست. * نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آنها باز کرده اند، حرکت کنیم. * هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. * امروز، به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است. * فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود. * جامعه مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت، توقف و عقبگرد نخواهد داشت. * پیشرفت های افتخار آمیز علمی کشور از برکات جهاد و شهادت در راه خداست. * از خدا می خواهم مبادا بعد از یك عمر زحمت، مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد. شهادت، مرگ در راه ارزشهاست … * شهادت ها انقلاب ما را پابرجا و تضمین كرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت. ********** * همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند. وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد. * مهم ترین امتیاز شهدای ما نسبت به كسانی كه در سایر كشورها در راه آرمان های خود فداكاری می كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است. * مظهر قدرت ایران، شهدا هستند. * شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند. * ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از بركت خون پاك شهدای عزیزمان داریم. * خون شهیدان تضمین كننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند كه مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است. * خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتی كه آن ها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است. * چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداكاری شهدای ماست. * وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است. * بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار. ********** امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


شهدای فرهنگی بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


آمار وبلاگ
-----------------


آخرین مطالب

پیوند ها

ابزار

جانم فدای رهبر
 جانم فدای رهبر اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم


پیام های روزانه
* شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.( امام خامنه ای) * شهادت، یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنا می‌ دهد.( امام خامنه ای) * شهادت، همیشه با ارزش است و فداکاری در راه خدا، همیشه کاری عظیم و ارجمند است.( امام خامنه ای) * باید یاد حقیقت و خاطره‌ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.( امام خامنه ای) * شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، مشعل‌ دار پیروزی و آزادی و استقلال ملتند.( امام خامنه ای) * شما، انتساب افتخارآمیزی به شهادت دارید.( امام خامنه ای) * شهادت، مرگ انسان های زیرک و هوشیار است که نمی‌ گذارند این جان، مفت از دستشان برود.( امام خامنه ای) * اگر خدای متعال، این دعا را از کسی قبول کند که مرگ او را در شهادت قرار دهد، بزرگ ترین امتیاز را به یک انسان داده است.( امام خامنه ای) * هر چه داریم، به برکت جان‌فشانی‌ ها و فداکاری‌ هاست، به برکت روحیه‌ شهادت‌ طلبانه است.( امام خامنه ای) * پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)


این معامله با خدای متعال است؛
شهید جان خودش را داده است ،
و رضای الهی را ،
که بالاترین ارزشهای عالم وجود است ؛
کسب کرده است .
در همه‌ی ادیان الهی ؛
فداکاری در راه خدا ،
جان دادن در راه خدا ،
این ارزش والا را دارد .

مقام عظمای ولایت
1402/05/22

ایران حسین علیه السلام ،
پیروز است


نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
----------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

...................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی




کلمات کلیدی

پیوندهای روزانه

تبلیغات



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
شهدای ثبت شده در وبلاگ ( به ترتیب حروف الفبا )
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید










۹۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای فراجا» ثبت شده است

دوشنبه, ۱ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۲۷ ق.ظ

شهیدی عبدالعلی فرزند ادیان

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید عبدالعلی شهیدی

شهید عبدالعلی شهیدی

نام : عبدالعلی

نام خانوادگی : شهیدی

نام پدر : ادیان

نام مادر : اقدس

تاریخ تولد : 1345/06/24

محل تولد : خرمشهر

درجه : سرباز وظیفه

نوع استخدام : سرباز کمیته

تاریخ شهادت : 1365/07/05

محل شهادت : فاو

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6521580

زندگینامه

شهید مدافع وطن عبدالعلی شهیدی دوم دی ماه سال 1346، در شهرستان خرمشهر به دنیا آمد. پدرش ادیان، کارمند شهرداری و مادرش اقدس نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند.

به عنوان پاسدار وظیفه کمیته انقلاب اسلامی در جبهه حضور یافت، ششم مهر ماه سال 1365 در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، سینه، دست و پا، شهید شد. تربت پاکش در گلزار شهدای شهرستان بروجرد واقع است.
منبع:
ــــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 373.

 

دفترچه یادداشت شهید

عشق وعلاقه ویژه و ارادات خاصی به سید الشهدا داشت، در جبهه نوحه سرایی می‌کرد و صدایی دلنشین داشت، همیشه دعای زیارت عاشورا با خود داشت و هر جا فرصت می‌یافت آن را می‌خواند. ایشان فردی مأنوس با قران بود و همواره در کلاسهای قران شرکت می‌نمود، مطمئن هستم که بیش از هر چیزی او را پس از شهادتش شناختم و این شناخت مربوط می‌شود به مطالعه‌ای که از دفترچه ی یاداشت او داشتم. مطالبی را که خواندم مرا را به شدت تکان داد. او نوشته بود: وقتی روحیه بچه‌ها را در جبهه می‌بینم که خودشان مجروح شده‌اند و در آن اوضاع، احوال بچه‌های دیگر را می‌پرسند. وقتی می‌بینم بچه‌ها برای رفتن روی مین، و یا برای باز کردن معبر، دواطلب می‌شوند، به حال آن ها غبطه می‌خورم و به راستی که آن ها امام زمان را می‌بینند. به همین دلیل چنین مشتاقانه و خالصانه به سویش گام بر می‌دارند.

اکنون پس از شهادت عمویم با خود فکر می‌کنم: تنها کسی می تواند چنین خالصانه احساساتش را بیان کند که در دلش شوری حسینی بر پا باشد. آری او به منزلت همرزمان خود غبطه می‌خورد و خویش به منزلتی رسید که اکنون ما به آن غبطه می‌خوریم. ( نقل از برادرزاده شهید )

قدم به دل عاطفه گذاشت

دختر ۵ ماهه‌اش عاطفه را بغل کرد و رو به او گفت عاطفه جان این بار، آن قدر دیر می‌آیم تا خودت در رویم باز کنی. این آخرین سخن یک پدر به فرزندش بود و شاید در ابتدا آن را جدی نگرفتم. ولی با گذشت زمان کم کم به آن باور پیداکردم و ماه‌ها طول کشید و عاطفه بزرگ‌تر می‌شد و اما از پدرش خبری نبود. عاطفه روز به روز بزرگتر می شد بدون اینکه پدرش را ببیند بعد از آن حادثه عاطفه به شدت مریض شد و بی تابی می‌کرد و ناگهان در میان تعجب همگان عاطفه که بی حال و مریض بود، دستش را به سوی قاب عکس پدر بلند کرد و من سریع قاب عکس را در آغوش عاطفه گذاشتم و دیدم که آرام گرفت و پس از آن واقعه یقین پیدا کردم که پدر عاطفه به قولش عمل کرده و به خانه ی دلِ عاطفه قدم گذارده و عاطفه هم دریچه ی دل را به روی او گشوده است. ( نقل از همسر شهید)

وصیت نامه ی شهید

خدمت پدر و مادر و همگی خانواه سلام عرض می‌کنم و از همه مسلمین و خواهران و برادران می‌خواهم؛ هر کاری را که انجام می‌دهند و هر سخنی راکه می گویند و حتی راه رفتن شما برای خدا باشد و در راه خدا جهاد کنید و تقوا را پیشه کارخود کنید.

از همه شما می‌خواهم که نفاق دروغ و غیبت و حسادت را از خود دور کنید و همیشه شیطان را لعنت کنید. از برادران عزیزم می‌خواهم علی وار زندگی کنید.

از خواهران عزیزم می‌خواهم که زینب گونه زندگی کنند و نماز را ترک نکنید و به امام خیانت نکنید.

برای سلامتی امام صلوات

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۰۴ ، ۱۱:۲۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
پنجشنبه, ۲۸ شهریور ۱۴۰۴، ۱۰:۱۷ ق.ظ

شجاعی یدالله فرزند اسدالله

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید یدالله شجاعی

 

 

شهید یدالله شجاعی

نام : یدالله

نام خانوادگی : شجاعی

نام پدر : اسدالله

نام مادر : فیمتی

تاریخ تولد : 1342/11/04

محل تولد : بروجرد - اشترینان

شغل : کادر نیروی انتظامی ( فراحا )

درجه : گروهبان سوم

تاریخ شهادت : 1365/10/21

محل شهادت : بمباران هوایی بروجرد

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6521195

 

زندگینامه
در روز چهاردهم بهمن ماه سال 1342 ، در شهرستان بروجرد چشم به جهان گشود. پدرش اسدالله و مادرش قیمتی نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال 1363 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد.

به عنوان گروهبان شهربانی در جبهه حضور یافت. در روز بیست و یکم دیماه سال 1365 ، در بمباران هوایی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک او در گلزار شهدای بروجرد واقع است.

منبع:

ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 360.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۰۴ ، ۱۰:۱۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ۱۱:۳۵ ق.ظ

سبزیان ملایی کاظم فرزند رحیم

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید کاظم سبزیان ملایی

شهید کاظم سبزیان ملایی
نام : کاظم

نام خانوادگی : سبزیان ملایی

نام پدر : رحیم

نام مادر : رنگین طلا

تاریخ تولد : 1360/11/15

محل تولد : بروجرد

درجه : گروهباندوم

نوع استخدام : وظیفه

تاریخ شهادت : 1382/11/06

محل شهادت : دهلران -گروهان موسیان

علت شهادت : انفجار مین
آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 8200519

زندگینامه

بهمن 1360 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش رحیم، کشاورز بود و مادرش رنگین طلا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.

به عنوان سرباز نیروی انتظامی خدمت می کرد. ششم بهمن 1382 ، در موسیان بر اثر انفجار مین به شهادت رسید. تربت پاک او در گلزار شهدای زادگاهش بروجرد واقع است.
منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 322.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۰۴ ، ۱۱:۳۵
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ۱۰:۳۱ ق.ظ

ساکی محسن فرزند نورمراد

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید محسن ساکی

 

 

شهید محسن ساکی

نام : محسن

نام خانوادگی : ساکی

نام پدر : نورمراد

نام مادر : فاطمه

تاریخ تولد : 1354/05/20

محل تولد : روستای گنجینه بروجرد

نوع استخدام : کادر فراجا

درجه : گروهبانیکم

محل سکونت : روستای گنجینه بروجرد

تاریخ شهادت : 1378/05/25

محل شهادت : منطقه کرمان-گلباف

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری :  7800194 

زندگینامه

شهید محسن ساکی بیستم مرداد ماه سال 1354 ، در روستای گنجینه از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش نورمراد، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای محل تولدش گذراند و دوران دبیرستان را در بروجرد به پایان رساند. ایشان انگیزه زیادی برای خدمت به مردم و عمل به اصل امر به‌ معروف و نهی از منکر وارد نیروی انتظامی شد. سرانجام   در روز بیست و پنجم مرداد ماه سال 1378 ، در منطقه گلباف در حین تعقیب اشرار، بر اثر اصابت گلوله به قلب، شهید شد. تربت پاک  او در گلزار شهدای بروجرد واقع است.
منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 313.

 

ویژگی های اخلاقی

از ویژگی‌های اخلاقی شهید این بود که کمتر حرف می‌زد و بیشتر عمل می‌نمود همین دستور اخلاقی از سخنان امام علی (ع) به عنوان یادگاری از خود به صورت قاب در مسجد روستای ما نصب نموده است. مهمان نوازی وسخاوت مندی او زبانزد عام خاص بود. نماز اول وقت را به همه توصیه می‌کرد و عمل به آن را مشکل گشای انسان می‌دانست. به رهبر فرزانه انقلاب و فرمانده کل قوا امام خامنه‌ای عشق می‌ورزید.

 

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

برگی از زندگی شهید فراجا محسن ساکی

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۰۴ ، ۱۰:۳۱
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
پنجشنبه, ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ۰۱:۴۷ ب.ظ

زهره ای مجتبی فرزند حبیب

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )
شهید مجتبی زهره ای

شهید مجتبی زهره ای

نام : مجتبی

نام خانوادگی : زهره ای

نام پدر : حبیب

نام مادر : فاطمه

تاریخ تولد : 1348/06/12

محل تولد : بروجرد

سن هنگام شهادت : 36 سـال

تاریخ شهادت : 1384/09/15

محل شهادت : تهران شهرک توحید

نحوه شهادت : سوانح هوایی غیرجنگی سقوط هواپیمای سی 130

آرامگاه 1 : (بنای یادبود تهران ) گلزار بهشت زهرا(س) تهران

آرامگاه 2 : (بنای یادبود بروجرد ) گلزار بهشت شهدا بروجرد (تک مزارها )

کد ایثارگری : 8400314

زندگینامه

در روز دوازدهم شهریور ماه سال 1348، در بروجرد چشم به جهان گشود. پدرش حبیب و مادرش فاطمه نام داشت. ناوبان یکم نیروی انتظامی بود. ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد.

به عنوان نیروی انتظامی در جبهه حضور یافت. در روز پانزدهم آذر ماه سال 1384، در تهران بر اثر سقوط هواپیمای سی 130 هنگام شرکت در رزمایش شهید شد. تاکنون اثری از پیکرش بدست نیامده است.

یک بنای یادبود او در تهران در گلزار بهشت زهرا(سلام الله علیها) تهران قـطعـه : 50 ردیـف : 152 شـماره : 20  و بنای یادبودش در گلزار بهشت شهدا شهرستان بروجرد در قسمت تک آرامگاه ها واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: تهران بزرگ، جلد دوم ( د ـ ف )، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1397، صفحه 1036

ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 305.

 

آرامگاه 1 : (بنای یادبود تهران )

grave shahid

 

 

آرامگاه 2 : (بنای یادبود بروجرد )

 


                                                           

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۰۴ ، ۱۳:۴۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۴، ۰۳:۵۳ ب.ظ

زندبینا بهزاد فرزند رضا

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید بهزاد زندبینا

شهید بهزاد زندبینا

نام : بهزاد

نام حانوادگی : زندبینا

نام پدر : رضا

نام مادر : حوری

تاریخ تولد : 1358/01/28

محل تولد : دورود

شغل : سرباز فراجا

تحصیلات : دیپلم

تاریخ شهادت : 1374/08/05

محل شهادت : پاسگاه مرزی جفیر ، دشت آزادگان

آرامگاه : گازار بهشت شهدای بروجرد ( تک آرامگاه ها )

کد ایثارگری : 7400333

 

زندگینامه

شهید مدافع وطن بهزاد زند بینا، در روز بیست و هشتم فروردین ماه سال 1358 در جمع خانواده‌ای متدین و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت دیده به جهان گشود. پدرش رضا، فرهنگی بود و مادرش حوری نام داشت. از همان دوران کودکی دارای هوش و استعداد فراوانی بود که در موقعیت‌های مناسب از خود نشان می‌داد. دوران کودکی او بسیار آرام و کم حرف بود او دوران نوجوانی و جوانی خود را در شهرستان دورود سپری کرد و تا پایان تحصیلات متوسطه در شهرستان دورود درس خواند و دیپلم گرفت.

جوانی کم ادعا، آرام و منظم و درسخوان بود، پس از سپری کردن دوران کودکی راهی مدرسه شد و دوره ی ابتدایی را با موفقیت به پایان رسانید. آنگاه برای ادامه تحصیل به مدرسه راهنمایی رفت و تحصیلات را تا دیپلم تجربی به خوبی و بدون وقفه به پایان رسانید.

برای سرودن حکایت شهیدی که سر و جان در ره دوست نثار کرد عنان قلم را به دست عشق می‌سپاریم تا حدیث عاشقی او را بر لوح بنگارد. از اینکه چگونه در فراق معشوق بی تاب و بی قرار بود و جز به وصال اندیشه‌ای دیگر در سر نداشت. ایشان در یک خانواده فرهنگی زندگی می‌کرد و با وضعیت خود، سازگار بود با تجملات و اضافه خواهی موافق نبود، فقط به تحصیل خود سرگرم و علاقمند بود.

او در دوران زندگی خود آنقدر حسن نیت داشت و خیر خواه بود که این ویژگی ها در کمتر کسی دیده می‌شد.

در سال 1370 از دبیرستان با اخذ مدرک دیپلم در رشته‌ی علوم تجربی فارغ التحصیل گردید. بعد از تحصیل چند سالی را کار و تلاش نمودند و پس از مدتی برای انجام خدمت سربازی لباس سربازی را پوشیدند. او در روز پنجم آبان ماه سال 1374 در حین خدمت سربازی در استان خوزستان، در پاسگاه مرزی جفیر واقع در دشت آزادگان حین جمع آوری مین و پاکسازی منطقه، به فیض شهادت می‌رسد.

تربت پاک او در قسمت تک آرامگاه های شهدا گلزار بهشت شهدای بروجرد واقع است.

 

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 303.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۰۴ ، ۱۵:۵۳
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۱۶ شهریور ۱۴۰۴، ۰۴:۲۲ ب.ظ

روزبهانی غلامرضا فرزند محمدرضا

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید غلامرضا روزبهانی

شهید غلامرضا روزبهانی

نام : غلامرضا

نام خانوادگی : روزبهانی

فرزند محمدرضا

متولد 1318/12/01

محل تولد : بروجرد

تاریخ شهادت : 1361/09/25

محل شهادت : کردستان

درجه : ستوان دوم علت شهادت : اصابت ترکش و گلوله

آرامگاه : گلزار شهدای شهرستان بروجرد

کد ایثارگری : 6114200

زندگینامه

یکم اسفند 1318، در روستای یوسفعلی از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش محمدرضا، کشاورز بود و مادرش عصمت نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. سال 1345 ازدواج کرد و صاحب سه پسر و یک دختر شد.

به عنوان ستوانیار سوم ژاندارمری در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم آذر 1361 ، در منطقه خوشالان سرو مریوان هنگام درگیری با گروه های ضدانقلاب بر اثر اصابت ترکش و گلوله به شهادت رسید. تربت پاک  او در گلزار شهدای زادگاهش بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 292
.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۰۴ ، ۱۶:۲۲
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
پنجشنبه, ۱۴ شهریور ۱۴۰۴، ۰۱:۲۶ ب.ظ

رفیعی فتح الله فرزند ولی

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید فتح الله رفیعی

شهید فتح الله رفیعی

 

نام : فتح الله

نام خانوادگی : رفیعی

نام پدر : ولی

نام مادر : منور

تاریخ تولد : 1343/08/05

محل تولد : بروجرد

نوع استخدام : کادر شهربانی (فراجا)

تاریخ شهادت : 1364/03/24

محل شهادت : بروجرد

علت شهادت : بمباران هوایی دشمن بعثی

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6407116

 

زندگینامه

شهید مدافع وطن فتح الله رفیعی، پنجم آبان هزار و سیصد و چهل و سه در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش ولی و مادرش منور نام داشت. با به دنیا آمدن وی زندگی خانواده رنگ وبوی تازه گرفت، چرا که پدر درانتظار برادری برای دخترش بود. با سپری نمودن دوران کودکی وارد مدرسه شد، از همان کودکی سر به زیر و قانع بود و در تلاش برای زندگی وکار هم کوشا بود.

درس و مدرسه را تا اول متوسطه درس خواند و پس از آن با توجه به زحمات زیادی کشیده بود برای شغل آینده خود خدمت به مردم را در جمع نیروهای شهربانی انتخاب نمود و به عنوان پاسبان شهربانی استخدام گردید.

شهید فتح الله رفیعی سرانجام در روز جهانی قدس مصادف با بیست و چهارم خرداد هزار و سیصد و شصت و چهار، در بمباران هوایی رژیم جنایتکار بعثی به زادگاهش بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک  او در گلزار شهدای زادگاهش بروجرد واقع شده است.

 

منبع:
ــ فرهنگ اعلام شهدا:
، استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، ص 287.

 

دست به خیر

ایشان یکی از دلاورمردان نیروی انتظامی بودکه از بهترین نیروها بشمار می‌رفت. ماهانه مبلغ چهار هزار (چهار هزار تومان) دریافتی داشت که از آن آذوقه از جمله گوشت می‌خرید و تقسیم‌بندی می‌کرد و بین خانواده‌های نیازمند تقسیم می‌نمود. به افراد ناتوان کمک فراوانی می‌کرد.

( نقل از خواهر شهید )

بر بال فرشته ها به آسمان رفت

پدر شهید مدت‌ها بود که بینایی خود را از دست داده بود. فتح‌اله زمانی که از سر کار برمی‌گشت با عجله به خانه می‌آمد و به کنار پدر می‌رفت و دست و پای او را بوسه می‌زد و کارهای شخصی‌اش را انجام می‌داد. چند روز قبل از شهادتش یکی از همسایه‌ها در عالم رؤیا می‌بیند که دو فرشته نورانی بالهای خود را باز کرده و فتح اله را در میان گرفته و با خود به آسمان می‌برند.

( نقل از خواهر شهید )

 

شهادت با زبان روزه

در ماه مبارک رمضان با زبان روزه و در حین انجام وظیفه در شهربانی بروجرد مشغول به خدمت بود که شهربانی مورد اصابت بمب‌های هوایی دشمن قرار می‌گیرد و فتح اله نیز به شهادت می‌رسد. پیکر مطهر ایشان را در بهشت شهدا در کنار سایر شهیدان به خاک می‌سپارند. ( نقل از خواهر شهید)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۰۴ ، ۱۳:۲۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ۱۰:۵۱ ق.ظ

رحیمی چگنی موسی فرزند امیرخان

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )
شهید موسی رحیمی چگنی

 

شهید موسی رحیمی چگنی

نام : موسی

نام خانوادگی : رحیمی چگنی

نام پدر : امیرخان
نام مادر : حرم بانو

تاریخ تولد : 1343/01/01

محل تولد : روستای چنار از توابع بخش چگنی

دانشجو : دانشجوی دانشگاه آ‌زاد بروجرد در رشته ی کشاورزی

شغل : کادر نیروی انتظامی فراجا

تاریخ شهادت : 1364/02/13

محل شهادت : بروجرد روستای بردبل

نحوه ی شهادت: بروجرد- درگیری با سارقین مسلح.
آرامگاه :
گلزار  بهشت رضای شهرستان خرم آباد

کد ایثارگری : 6406661

زندگینامه
کیم فروردین 1343 ، در شهرستان خر مآباد به دنیا آمد. پدرش امیر، کشاورز بود و مادرش حرم بانو نام داشت. تا پایان دوره کاردانی درس خواند.

پاسدار کمیته بود. چهاردهم اردیبهشت 1364 ، در روستای چالانچولان بروجرد هنگام درگیری با سارقین مسلح بر اثر اصابت گلوله به شکم، شهید شد. تربت پاکش در گلزار  بهشت رضای شهرستان خرم آباد واقع است.
منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 272.

 

سال هزار و سیصد و چهل­ و سه ، در روستای «چنار» «بخش چگنی» از توابع شهرستان خرم ­آباد، در خانواده­ای مؤمن و مذهبی، دیده به جهان گشود. در دامان مادری آگاه و معتقد رشد و پرورش یافت. از همان دوران کودکی، با آ‌وای روح بخش قرآن کریم آ‌شنا شد. دوران ابتدایی را در محل اقامتش سپری نمود. با توجه به کمبود امکانات تحصیلی، ناگزیر برای ادامۀ تحصیل، به شهرستان خرم ­آباد، مهاجرت کرد و دورۀ راهنمایی و دبیرستان را دراین شهرستان به اتمام رساند.

به مسائل دینی و مذهبی، بسیار اهمیت می­ داد. به حسن اخلاق و رفتاردر میان اقوام و خویشاوندان شهره گشت. با توجه به موقعیت حساس کشور و جنگ نابرابر دشمنان، علیه ایران اسلامی، برای حراست از میهن اسلامی و مبارزه با اشرار و سوداگران مرگ در سال هزار و سیصد و شصت­ و دو، به عضویت کمیتۀ انقلاب اسلامی درآمد. فعالیت­ های خود را درکمیته، به صورت جدی ادامه داد. در انجام ماموریت ­های خطیر محوله، لحظه­ ای درنگ نمی ­کرد و از بذل جان برای اسلام و کشور عزیز خویش، دریغ نمی­ ورزید. در کنار خدمت در کمیته در آزمون دانشگاه آزاد اسلامی شرکت نمود و در دانشگاه آ‌زاد بروجرد در رشته ی کشاورزی، در مقطع کاردانی پذیرفته شد. در تاریخ دوازدهم اردیبهشت هزار و سیصد و شصت ­و چهار، در درگیری با اشرار و سارقین، در روستای «بردبل» واقع در منطقه ی «چالانچولان» از توابع شهرستان بروجرد، توسط سوداگران مرگ، به فیض عظمای شهادت نائل آمد و ردای سرخ شهادت را برتن پوشید.

 

 

خان کمونیست  ( راوی : پدرشهید )

کدخدای روستا آمد پیشش و با تمسخر گفت:

-صدام رو کشتید؟

هر روز کار مردم طعنه ­و نیش­ و کنایه بود. کدخدا با یک عده لاابالی جمع می­ شدند و قلیان می ­کشیدند و صدای خنده­ هایشان آسایش را از مردم می ­گرفت. روزها همین­ طور سپری می­ شد تا این­که پسر یکی از خان­ های کمونیست، دانشگاه قبول شد؛ ولی به خاطر پرونده ی سیاسی خانواده­ اش نمی ­توانست وارد دانشگاه بشود. کدخدا و ریش ­سفیدهای محل، رفتند پیش نماینده ی مردم خرم ­آباد در مجلس شورای اسلامی، آقای محمد صالح طاهری. نماینده جلسه ­ای ترتیب داد با حضور کدخدا و دوستانش و ریش­ سفیدهای محل. موسی هم با پدرش در جلسه شرکت کرد. آقای طاهری­ پرسید:

- به نظر شما باید با همچین آدمی چه کار کنیم؟

هرکس حرفی می­ زد.یکی می­ گفت:

- باید کاری نکنیم از ما بیزار بشن!

یکی می­ گفت:

- نباید کاری کنیم که از اسلام فاصله بگیرن!

یکی هم می­ گفت:

- اگر راهی هست که بتونیم این پسر رو بفرستیم دانشگاه و مسؤولین دانشگاه رو قانع کنیم که موافقت کنن، خیلی خوب می ­شه!

هر کس راه حلی داد. همه موافق بودند و نماینده، به تنهایی نمی­ توانست حریف شان بشود؛ اما موسی با این­که سن کمی داشت، اجازه گرفت و گفت:

-اگر پدر و خانواده ­ای نفرات ما را به مسخره می­ گیرن و با اصل نظام و اسلام مخالفت می­ کنن، فردا هم که پسر این خانواده معلم یا هر کاره­ای از این مملکت بشه، رو ذهن بچه ­های ما تاثیر می­ ذاره. تحصیل کرده­ های ما باید الگوی بقیه باشن، چون ناخودآگاه مردم، بیشتر به طرف افراد مهم جذب می­ شن و اینجور آدمی نمی­ تونه مردم رو به راه راست هدایت کنه.

حدود بیست دقیقه حرف زد. حرف حساب و نماینده هم به نشانۀ تائید سرش را تکان می ­داد. موسی توانست بقیه را قانع کند. کدخدا دندان­ هاش را روی هم فشار می­ داد و دندان قروچه می­ کرد؛ اما کاری از دستش ساخته نبود.

راوی:پدر شهید

یک دوست از جنس دوستان آسمانی داشت. هرکجا می­رفتند باهم بودند. خیلی صمیمی بودند. (شهید) اسکینی پسرخاله ی پدری موسی بود.

دلهایشان به هم نزدیک بود. بعد هم سنگ قبرهایشان. خبر شهادت عزیزترین دوستش را آوردند، خیلی ناراحت شد؛ چهل روز بیشتر برایش بی­تابی ­کرد. کنار قبر شهید اسکینی، یک قبر خالی بود که می­ نشست لبۀ آن و برای دوستش گریه و زاری می­ کرد. وقتی برگشت به خانه، یکی از بچه ­های محل، با تمسخر به او گفت:

- تو که پدرت ثروتمنده، چرا یه بنز برات نمی­ خره؟

موسی گفت:

-من از بنزای آسمونی می­ خوام نه این بنزای زمینی.

گفت:

-ما رو هم سوار بنزت می­ کنی؟

موسی گفت:

- چرا که نه!

لبخندی زد و به راهش ادامه داد. چند وقت بعد، در درگیری با اشرار، اثری ازش پیدا نکردیم، خیلی نگران بودیم؛ تا این­که خبر دادند چهل و هشت ساعت بعد، جنازه ­اش را برای ما می­ آورند و فعلاً در یک منطقه ی دور است. جنازه ­اش پیدا شد و در همان منطقه درگیری با اشرار بود.

بعد از آن همه، اضطراب و ناراحتی، حالا باید با او وداع می­ کردیم، خیلی سخت بود و سخت می­ گذشت؛ حالا فهمیدیم که بنزهای آسمانی که می­ گفت، همان خبر شهادتش بود.

 

 

 

موسی

دوستی از جنس دوستان آسمانی

راوی:پدر شهید

یک دوست از جنس دوستان آسمانی داشت. هرکجا می­رفتند باهم بودند. خیلی صمیمی بودند. (شهید) اسکینی پسرخاله ی پدری موسی بود.

دلهایشان به هم نزدیک بود. بعد هم سنگ قبرهایشان. خبر شهادت عزیزترین دوستش را آوردند، خیلی ناراحت شد؛ چهل روز بیشتر برایش بی­تابی ­کرد. کنار قبر شهید اسکینی، یک قبر خالی بود که می­ نشست لبۀ آن و برای دوستش گریه و زاری می­ کرد. وقتی برگشت به خانه، یکی از بچه ­های محل، با تمسخر به او گفت:

- تو که پدرت ثروتمنده، چرا یه بنز برات نمی­ خره؟

موسی گفت:

-من از بنزای آسمونی می­ خوام نه این بنزای زمینی.

گفت:

-ما رو هم سوار بنزت می­ کنی؟

موسی گفت:

- چرا که نه!

لبخندی زد و به راهش ادامه داد. چند وقت بعد، در درگیری با اشرار، اثری ازش پیدا نکردیم، خیلی نگران بودیم؛ تا این­که خبر دادند چهل و هشت ساعت بعد، جنازه ­اش را برای ما می­ آورند و فعلاً در یک منطقه ی دور است. جنازه ­اش پیدا شد و در همان منطقه درگیری با اشرار بود.

بعد از آن همه، اضطراب و ناراحتی، حالا باید با او وداع می­ کردیم، خیلی سخت بود و سخت می­ گذشت؛ حالا فهمیدیم که بنزهای آسمانی که می­ گفت، همان خبر شهادتش بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۰۴ ، ۱۰:۵۱
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۹ شهریور ۱۴۰۴، ۱۰:۰۳ ق.ظ

دوخانی علیرضا فرزند اصغر

نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )


شهید علیرضا دوخانی

شهید علیرضا دوخانی

نام : علیرضا

نام خانوادگی : دوخانی

نام پدر : اصغر

نام مادر : فاطمه

تاریخ تولد : 1344/05/02

محل تولد : بروجرد

شغل : سرباز

تاریخ شهادت : 1363/12/12

محل شهادت : جزیره مجنون

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری: 6305482

زندگینامه

شهید علیرضا دوخانی، در روز دوم مرداد ماه سال 1344، در خانواده‌ای مذهبی و متدین در شهرستان بروجرد چشم به دنیا آمد. پدرش اصغر، قناد بود و مادرش فاطمه نام داشت. وی اولین فرزند خانواده بود به شدت مورد توجه پدر و مادر و بستگان قرار گرفت. او درخانواده‌ای تنگ دست و مستأجر قرار داشت به همین دلیل در مراحل زندگی همراه پدر و مادر در کنار درس و زندگی، کار هم می‌کرد تا خرج و مخارج درس را تهیه و به پدرو مادرش زیاد فشار مالی نیاورد. وی شخصی کم توقعی، که همیشه به فکر کمک به دیگران بود. پس از طی دوران تحصیل، درس را تا سوم راهنمایی ادامه داد. با فرا رسیدن سن جوانی و انجام خدمت مقدس سربازی و عشق به وطنش لباس مقدس سربازی را به تن کرد. دوران آموزشی در ژاندارمری خرم آباد سپری نمودند و پس از آن به منطقه جزیره مینو اعزام شد. و سرانجام در تاریخ دوازدهم اسفند 1363، با سمت تک تیرانداز در جزیره مینو بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک او در گلزار شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 251.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۴ ، ۱۰:۰۳
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
آخرین مطالب
.: وبلاگ شهدای بروجرد :.