شهدای فراجا :: شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

| خانه | پایین صفحه | بلاگ بیان | چی میل | تماس با ما | گردو
شهدای شاخص بروجرد
* هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست. * آنچه مهم است حفظ راه شهداست، یعنی پاسداری از خون شهدا، این وظیفه اول ماست. * نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آنها باز کرده اند، حرکت کنیم. * هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. * امروز، به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است. * فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود. * جامعه مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت، توقف و عقبگرد نخواهد داشت. * پیشرفت های افتخار آمیز علمی کشور از برکات جهاد و شهادت در راه خداست. * از خدا می خواهم مبادا بعد از یك عمر زحمت، مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد. شهادت، مرگ در راه ارزشهاست … * شهادت ها انقلاب ما را پابرجا و تضمین كرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت. ********** * همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند. وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد. * مهم ترین امتیاز شهدای ما نسبت به كسانی كه در سایر كشورها در راه آرمان های خود فداكاری می كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است. * مظهر قدرت ایران، شهدا هستند. * شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند. * ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از بركت خون پاك شهدای عزیزمان داریم. * خون شهیدان تضمین كننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند كه مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است. * خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتی كه آن ها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است. * چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداكاری شهدای ماست. * وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است. * بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار. ********** امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


شهدای فرهنگی بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


آمار وبلاگ
-----------------


آخرین مطالب

پیوند ها

ابزار

جانم فدای رهبر
 جانم فدای رهبر اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم


پیام های روزانه
* شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.( امام خامنه ای) * شهادت، یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنا می‌ دهد.( امام خامنه ای) * شهادت، همیشه با ارزش است و فداکاری در راه خدا، همیشه کاری عظیم و ارجمند است.( امام خامنه ای) * باید یاد حقیقت و خاطره‌ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.( امام خامنه ای) * شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، مشعل‌ دار پیروزی و آزادی و استقلال ملتند.( امام خامنه ای) * شما، انتساب افتخارآمیزی به شهادت دارید.( امام خامنه ای) * شهادت، مرگ انسان های زیرک و هوشیار است که نمی‌ گذارند این جان، مفت از دستشان برود.( امام خامنه ای) * اگر خدای متعال، این دعا را از کسی قبول کند که مرگ او را در شهادت قرار دهد، بزرگ ترین امتیاز را به یک انسان داده است.( امام خامنه ای) * هر چه داریم، به برکت جان‌فشانی‌ ها و فداکاری‌ هاست، به برکت روحیه‌ شهادت‌ طلبانه است.( امام خامنه ای) * پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)


این معامله با خدای متعال است؛
شهید جان خودش را داده است ،
و رضای الهی را ،
که بالاترین ارزشهای عالم وجود است ؛
کسب کرده است .
در همه‌ی ادیان الهی ؛
فداکاری در راه خدا ،
جان دادن در راه خدا ،
این ارزش والا را دارد .

مقام عظمای ولایت
1402/05/22

ایران حسین علیه السلام ،
پیروز است


نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
----------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

...................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی




کلمات کلیدی

پیوندهای روزانه

تبلیغات



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
شهدای ثبت شده در وبلاگ ( به ترتیب حروف الفبا )
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید










۹۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای فراجا» ثبت شده است

جمعه, ۲۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۰:۰۵ ق.ظ

امیرسرداری گودرزی صدرالله فرزند عزیزالله

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید صدرالله امیرسرداری گودرزی

شهید صدرالله امیرسرداری گودرزی

 

نام : صدرالله

نام خانوادگی : امیرسرداری گودرزی

نام پدر : عزیزالله

نام مادر : مهرماه

تاریخ تولد : 1314/06/09

محل تولد : روستای کفشگران بروجرد

شغل : کادر شهربانی فراجا

درجه : ستوانسوم

روستای محل سکونت : کفشگران

تاریخ شهادت : 1364/03/04

محل شهادت : بروجرد

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6401599

 

 

زندگینامه

شهید صدرالله امیر سرداری گودرزی در روز نهم شهریور ماه سال 1314 ، در خانواده‌ای مؤمن و مذهبی در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدر او عزیزالله، کشاورز بود و مادرش مهرماه نام داشت.

در قریه کفشگران یکی از روستاهای شهرستان بروجرد مشغول کار کشاورزی و زندگی بودند. به علت کارهای سخت کشاورزی و عدم امکانات معاش تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.

پس سپری کردن دوران جوانی، درسال 1332 به خدمت سربازی اعزام شدند و در ادامه خدمت سربازی به علت علاقه خدمت به مردم، درسال 1334 به آموزشگاه شهربانی می‌رود و در سال 1335 فارغ التحصیل و به جمع پلیس شهربانی ملحق می‌گردد. سال 1339 ازدواج کرد و صاحب سه پسر و یک دختر شد.

با صداقت کامل به کار خویش می‌پردازد و بارها به همین منظور مورد تشویق قرار می‌گیرد، درشهرهای تهران، خرم آباد، بروجرد، هم خدمت نمود شهید مدافع وطن صدرالله امیرسرداری گودرزی روز جمعه ۴ خرداد ۱۳۶۴ درحین انجام وظیفه در محل کار خویش با حمله موشکی رژیم جنایتکار بعثی و اصابت ترکش به شهادت رسید .مزار او در همان شهرستان واقع است.

در روز جمعه چهارم خرداد ماه سال 1364 ، در حین انجام وظیفه در محل کار خویش با حمله موشکی رژیم جنایتکار بعثی و اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک او در گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد واقع است

 

 

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 53.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۰۴ ، ۱۰:۰۵
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۴۰۴، ۰۹:۲۶ ق.ظ

امانت چی محسن فرزند محمد

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید محسن امانت چی

شهید محسن امانت چی

 

 

نام : محسن

نام خانوادگی : امانت چی

نام پدر : محمد

نام مادر : فرخنده

تاریخ تولد : 1343/06/29

محل تولد : بروجرد

شغل : سرباز ژاندارمری ( فراجا )

تاریخ شهادت : 1365/02/04

محل شهادت : دشت ذهاب

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6503614

 

 

 

زندگینامه

در روز بیست و نهم شهریور ماه سال 1343، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش محمد، عطار بود و مادرش فرخنده نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت.

سپس به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. در روز چهارم اردیبهشت ماه سال 1365، در دشت ذهاب توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار بهشت شهدای بروجرد واقع است.

 

 

 

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 46.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۰۴ ، ۰۹:۲۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۴۰۴، ۰۹:۱۵ ق.ظ

الهیاری اصغر فرزند ترابعلی

 

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید اصغر الهیاری

شهید اصغر الهیاری

 

نام : اصغر

نام خانوادگی : الهیاری

نام پدر : ترابعلی

نام مادر : صاحب

تاریخ تولد : 1340/01/02

محل تولد : اراک روستای سرکمری

شهر محل سکونت : بروجرد

نوع استخدام : سرباز ژاندارمری

درجه : گروهبان سوم

تاریخ شهادت : 1366/12/07

محل شهادت : سقز

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6601886

زندگینامه

در روز دوم فروردین ماه  سال 1340، در روستای سرکمری از توابع شهرستان اراک دیده به جهان گشود. پدرش ترابعلی، کارگری می‌کرد و مادرش صاحب نام داشت.

پس از مدتی به بروجرد مهاجرت کردند. او به علت معاش خانواده از ادامه تحصیل جا ماند و تا دوم ابتدایی درس خواند. و به عنوان کارگر شیرینی پزی همچون مردی بزرگ کار می‌کرد. با رسیدن به سن جوانی در سال 1366 ازدواج کرد.

به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه غرب کشور مشغول خدمت بود که در روز هفتم اسفند ماه سال 1366 حین انجام وظیفه و تامین امنیت بر اثر بمباران هوایی منطقه ی نظامی سقز توسط دژخیمان بعثی، با اصابت ترکش، به درجه رفیع شهادت نائل گردید. تربت پاک این شهید بزرگوار در گلزار شهدای شهرستان بروجرد قرار دارد.

منبع:
فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 44.

 

قرار همیشگی

همه‌ی ما انسان‌ها در زندگی با خانواده، دوستان و همکاران قرار می‌گذاریم و هر چند وقت به دیدار آن‌ها می‌رویم؛ اما از میان همه انسان‌ها بعضی دیگر هستند که قرارها و اشخاص قرارشان خاص و متفاوت است؛ به گونه‌ای که در هر شرایطی خود را ملزم به رفتن به آن قرار می‌دانند؛ یکی از این قرارها رفتن به دیدار خانواده‌ی شهدا است. همان‌هایی که از تمام هستی و آرامش خود گذشتند تا ما به هستی و آرامش برسیم؛ همان‌هایی که در مسیر زنده نگه داشتن انسانیت، سر از پای نشناختند و در این مسیر خود را فدا نمودند، همان‎هایی که امروزمان را مدیون دیروز آن‌ها هستیم.

 

مصاحبه با همسر شهید

اگر چه زمان زیادی از شهادتش می‌گذرد؛ اما به رسم ادب و به همین بهانه به سراغ همسر بزرگوار شهید رفتیم تا در این زمینه نظر شهید بزرگوار را از زبان همسرش در مورد خانواده شهدا بشنویم و ایشان چنین می‌گفت:« به دیدن خانواده شهید می‌رفت و می‌گفت: «اول باید به دست بوسی اونها برم.»

شهید بزرگوار اصغر الهیاری سال 1340 به دنیا آمد و سال 1366 در منطقه‌ی سقز ، به علت بمباران محل خدمتش به شهادت رسید و در بهشت شهدای بروجرد دفن گردید.

 

تعداد خواهر، برادر و وضعیت تأهل و فعالیت فعالیت های دوران کودکی، نوجوانی و جوانی

دو برادر و سه خواهر داشت و متأهل بود و ایشان در حین تحصیل مشغول به کار بود.

 

دوستان شهید

عباس تقوی یا گودرزی و پسرخاله‌اش آقای فتاحی

 

معیارهای شهید برای ازدواج و انتخاب همسر

حجاب و قناعت.

خصوصیات اخلاقی

خیلی سر به زیر و با خدا بود.

علاقه به رهبری

به رهبر بسیار علاقه‌مند بود.

 

رابطه شهید با خانواده‌ی شهدا

رابطه‌اش با خانواده‌ی شهدا خوب بود. ایشان دوستی داشت که قبل از ایشان شهید شده بود و همیشه وقتی که از سربازی بر می‌گشت، به دیدن خانواده شهید می‌رفت و می‌گفت: «اول باید به دست بوسی اونها برم.»

 

احترام به پدر و مادر

ایشان از پدر و مادرش خیلی فرمانبرداری داشت و به پدر و مادرش خیلی احترام می‌گذاشت.

 

معنویات شهید، ماه محرم و رمضان

در مراسم‌های عزاداری امام حسین(علیه السلام) شرکت می‌کرد.

 

دیدگاه شهید نسبت به ترک محرمات

نسبت به نماز حساس بود و بسیار سر به زیر بود.

 

اهمیت به حجاب و امر به معروف

بله نسبت به حجاب حساس بود و وقتی کسی حجاب را رعایت نمی‌کرد؛ آن محل را ترک می کرد.

 

قناعت شهید

شهید و خانواده‌اش بسیار اهل قناعت بودند.

 

سخاوتمندی شهید

نسبت به توان مالی‌اش، سخاوتنمد بود.

 

کمک به دیگران

ایشان سرباز بود و همیشه می‌گفت: «سربازی‌ام که تموم بشه به پدرم تو کارهاشون کمک می کنم.»

 

جراحت قبل از شهادت

در آن زمان پادگان‌ها را بمباران می‌کردند و در زمان یکی از بمباران‌ها از ناحیه مچ پا مجروح شده بود. جراحتش شبیه زخم چاقو بود؛ ولی وقتی‌که از ایشان پرسیدم گفت: «زمان بمباران پادگان پاشون مجروح شده.»

 

آرزوی شهید

دوست داشت که شهید بشود. یادم است زمانی‌ که راجع به جراحت پایش توضیح داد، پرسیدم دوست داشتید به جای جراحت شهید می‌شدید؟ گفت: «دوست داشتم شهید بشم؛ ولی حالا که شما رو خواستم نه. دوست دارم اول با شما زندگی مشترک داشته باشم؛ بعداً شهید بشم.»

 

آخرین ملاقات با شهید

احساس می‌کردم که نگران بود و می‌خواست چیزی به من بگوید و وقتی‌ که رفت، مدام نگران و گوش به زنگ بودم و احساس می‌کردم که قرار است اتفاقی بیفتد؛ مدام اضطراب داشتم و خواب بد می‌دیدم و مدام نماز می‌خواندم و دعا می‌کردم.

 

تاریخ و نحوه‌ی شهادت

در تاریخ 1366/07/12 در منطقه‌ی سقز ، به علت بمباران محل خدمتش به شهادت رسید.

 

خبر شهادت شهید

برادر شهید به عمویم گفته بود و عمویم به ما اطلاع داد.

 

مراسم تشییع پیکر شهید و مکان دفن

بسیار شلوغ و با شکوه بود! در بهشت شهدای بروجرد دفن گردید.

 

وصیت‌نامه شهید

نداشت.

 

خواب شهید

اوایل شهادتش، بله خوابش را می‌دیدم. من بعد از شهادت شهید، قصد ازدواج نداشتم؛ اما خانواده‌ام اصرار داشتند. یک بار شهید به خوابم آمد و گفت: «من هستم؛ اما تو برو به زندگی ات برس، بعداً خودم میام می برمت.»

 

روزهای دلتنگی و احساس سر مزار شهید

گاهی دلتنگش می‌شوم؛ در سر مزارش آرام می‌شوم.

 

گفتنی‌های گفته نشده

خودم سخنی ندارم؛ ولی دوست داشتم آن سخنی را که می خواست بگوید؛ اما نشد که به من بگوید.

 

خاطره‌ا‌ی از شهید

روز عقدمان در زمانی‌ که می خواستیم با هم به بیرون برویم؛ به من گفت: «دوست ندارد کسی همراه ما باشه.» دوست داشت تنها، بیرون برویم؛ ولی وقتی‌ که مقداری از خانه دور شدیم؛ برادرش و همسر برادرش به ما پیوستند و شهید خیلی ناراحت شد و به من گفت: «می خواستم یه چیزی بهت بگم که دیگه نشد.» و دیگر بعد از آن، همدیگر را ندیدیم.

 

حضور معنوی شهید در منزل

بله. هر وقت که برای خودم و بچه‌هایم مشکلی پیش می‌آید، به شهید متوسل می‌شوم و همیشه هم جواب می‌گیرم و مشکلم حل می‌شود.

 

کلام آخر

امیدوارم دعای شهدا بدرقه راه زندگی همه‌ی ما باشد.

منبع مصاحبه : ( سایت شهدا ناجا )

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۰۴ ، ۰۹:۱۵
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۴۰۴، ۰۷:۵۹ ق.ظ

اقتداری حسین فرزند احد

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید حسین اقتداری

شهید حسین اقتداری

 

 

نام : حسین

نام خانوادگی : اقتداری

نام پدر : احد

نام مادر : اشرف

تاریخ تولد : 1345/06/03

محل تولد : بروجرد

درجه : سرباز

نوع استخدام : سرباز ژاندارمری (فراجا)

تاریخ شهادت : 1367/04/23

محل شهادت : دهلران - عین خوش

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6701670

 

زندگینامه

در روز سوم شهریور ماه سال 1345 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش احد، رنگ فروش بود و مادرش اشرف نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. برق کار بود. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت.

 

در روز بیست و یکم تیرماه سال 1367 ، در عین خوش توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید. پیکر مطهرش مدت ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در زادگاهش به خاک سپرده شد.

 

منبع:
فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 41.

 

 

حسین اقتداری، 3 شهریور 1345 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. نام پدرش احد و مغازه رنگ فروشی داشت و مادرش اشرف نام داشت. به علت علاقه زیاد به کارهای فنی تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و در ادامه به شغل برق کشی روی آورد. بسیار زیرک و با هوش بود و استعداد زیادی به یادگیری کارهای فنی داشت.

 

با شروع جنگ تحمیلی و رسیدن به سنین جوانی برای دفاع از میهن اسلامی به خدمت مقدس سرباز در ژاندارمری رفتند و پس از مدتی در جبهه‌های جنوب غربی حضور یافت. پس از مدتی مشخص شد که منطقه انان توسط عراقی‌ها محاصره و از ایشان خبری نگردید.

 

سرانجام شهید مدافع وطن حسین اقتداری به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود و در روز بیست و سوم تیر ماه سال 1367 ، در جبهه ی عین خوش حین درگیری با دشمن بعثی به علت اصابت گلوله به یاران شهیدش پیوست.

پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در زادگاهش به خاک سپرده شد.

 

 

 

 

مصاحبه ای از خواهر شهید در اسناد بنیاد شهید

 

مصاحبه‌ای از خواهر شهید که از اسناد بنیاد شهید به دست آمده قابل توجه می‌باشد.

باید امــشب مــن بپا سـازم نبــرد تـن به تـن را

تا زخــون دشمـنان رنگــین کنم خــاک وطــن را

سـرافــرازم زانکه ســربازم، امــام بت شــکن را

سنگرم گور و کفن جامه چه می‌خواهی کفن را

 

از حسین صحبت کردن کار خیلی سختی است، حسین پسر خیلی مهربانی صبور و فکوری بود. به پدر وفادار و خیلی احترام می‌گذاشت. سرباز بود که به جبهه رفت چون خیلی به مسائل مذهبی اهمیت می‌داد، همیشه در هیئت‌های عزاداری شرکت می‌کرد. حسین از بچگی سر پای خودش ایستاده بودند در واقع یاد گرفته بود که باید متکی به خودش باشد نه کس دیگری، به همین خاطر بیشتر اوقات علاوه بر درس خواندن سر کار هم می‌رفت.

او مدت‌ها بر سر داربست‌های فلزی کار می‌کرد. یک بار که روی داربست مشغول کار بود. اتفاقی از آن بالا به زمین می‌افتد و دچار ضربه مغزی می‌شود دوستان و همکارانش او را به بیمارستان می‌رسانند. در همان حالت بی هوشی که دکتر او را می‌بیند دچار ضربه مغزی شده و اعلام می‌کند که وضعیتش بسیار خطرناک است که بعد از ۷ ساعت به ما اطلاع دادند که این اتفاق افتاده است. خدا خودش می‌داند که چطور رفتیم و آن شب را چطوری به صبح گذراندیم. از خدا خواستیم که او را شفا دهد و همین هم شد و خدا را شکر که او این سعادت را داد.

او در دهلران سرباز بود. ۳ روز قبل از مفقود شدنش به ما خبر دادند که به پادگان حمله کرده‌اند و او را به اسارت گرفته‌اند. ما هم خیلی به دنبال یافتن او بودیم و متاسفانه دستمان به جایی بند نشد. الآن‌ هم همه می گویند اسیر است تا ببینم چه می‌شود. کاش فقط خبری از او داشتم. یا زنده یا مرده فرقی نمی‌کند. اگر چه اگر زنده باشد که معجزه الهی است ولی مادر بعد از این همه سال چشم به راهی انتظار ، انتظار و چشم بر در دوختن . مگر می شود، اگر زنده بود تا به حال خبری از او به دست می‌آوریم. تقدیر را چه می‌شود کرد... همیشه وقتی خیلی ناراحت می‌شوم و برای حسین گریه می‌کنم خواب او را می‌بینم به او می گویم حسین کجایی؟ بیا بریم خونه. ولی هر بار لبخندی به من زد و گفت : « تو برو مادر من هم می‌آیم. » او پسری خوب و مؤدب و مهربان و دلسوز بود خیلی شاد و سرحال بود به نظافت خیلی اهمیت می‌داد.

زمان بمباران‌ها بود و همگی در روستا بودیم قصد رفتن به تهران را داشتم سر و وضعمان خیلی کثیف بود و به هم ریخته بودیم تا زانو توی گل بودیم. حسین با حالت خنده به ما گفت: چون خیلی به نظافت و پاکیزگی اهمیت می‌داد و می‌گفت: "النظافة من الایمان" نظافت و پاکیزگی نشانه ایمان است.

شما با من نیایید من شما را با خودم نمی‌برم می‌خواهید آبروی من را ببرید. اگر بمباران است برای همه بمباران و جنگ است. چرا شما این طور هستید؟ این چیه؟ ..... که هیچ گاه از یادمان نمی‌رود و همیشه مثل یک فیلم جلوی چشم است.

آری ... درد و غم ما از این هست که چشم انتظارش مانده‌ایم و این چشم انتظاری، و این بی خبری تا کی؟ نمی‌دانیم زنده است یا شهید شده یا اسیر؟

حسین قبل از این‌ که مفقود شود کارهای دستی زیادی انجام می‌داد یک قاب عکس درست کرده بود با سوزن و نخ داشت کار می‌کرد. یک روز آمد و گفت: مامان بیا یه چیزی برایت درست کرده‌ام که هر وقت آن را دیدی به یاد من بیفتی و بعد دیدم که یک قاب عکس برایم درست کرده است و یک عکس قشنگ هم از خودش زده بود روی آن و گفت: مامان دلم می‌خواست یکی از قشنگ‌ترین عکس‌هایم را توی این بزنم این را برایت درست کرده‌ام تا هر وقت آن را دیدی به یاد من بیفتی. حالا من مانده‌ام و آن تابلو که هر وقت به آن نگاه می‌کنم آه از نهادم بر می‌خیزد و ناراحت می‌شوم آخر این یادگار فرزندی است که نمی‌دانم به کجا رفته است و الان کجا است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۰۴ ، ۰۷:۵۹
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۷ ق.ظ

اسمعیلی علیرضا فرزند غلامرضا

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید علیرضا اسمعیلی

شهید علیرضا اسمعیلی

نام : علیرضا

نام خانوادگی : اسمعیلی

نام پدر : غلامرضا

نام مادر : صغرا

تاریخ تولد : 1344/06/31

محل تولد : بروجرد

درجه : سرباز

تاریخ شهادت : 1364/04/21

محل شهادت : شلمچه

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد

کد ایثارگری : 6401122

زندگینامه

شهید علیرضا اسمعیلی در در روز اول دی ماه در سال 1344 در شهرستان بروجرد در خانواده‌ای مستضعف به دنیا آمد او سومین فرزند خانواده‌اش بود در زمان تولد او پدرش کارگر ساده‌ای بود .پدرش غلامرضا، جوشکار بود و مادرش صغرا نام داشتوخانوه دار بود. با تولد شهید الطاف الهی ، به سوی خانواده‌اش سرازیر شد . در همان سال ( 1344 ) چند ماه پس از تولد او ، پدرش در شرکت عظیم کاغذ پارس در هفت تپه‌ی خوزستان استخدام شد و خانواده‌اش به شهرستان اندیمشک مهاجرت کرده و در همانجا ساکن شدند . شهید علیرضا اسماعیلی در خطه‌ی خونین خوزستان در میان مردم خون گرم و صمیمی آن دیار پرورش یافت .

در دوران پر التهاب انقلاب ، در راهپیمایی بسیار شرکت می‌جست . حتی در هنگام تسخیر کلانتری مرکزی اندیمشک جزء اولین کسانی بود که وارد مقر عوامل رژیم طاغوت شد . به گفته‌ی شهید به خاطر جثه‌ی کوچکش ، خود او پیشقدم شده و از منفذی که نیروهای انقلابی در دیوار پایگاه ایجاد کرده بودند ، داخل شده و تجهیزات دشمنان را از همان منفذ به دست نیروهای انقلابی منتقل می‌ساخت .

با پیروزی انقلاب اسلامی در سایه سار رهبری حضرت امام خمینی ( ره ) به زندگی و تحصیل خویش ادامه داد . در آغاز جنگ تحمیلی او فقط پانزده سال داشت . اگر چه برادر بزرگش خدمت مقدس سربازی را در همان اولین روزهای شروع جنگ تحمیلی آغاز نموده بود . اما شهید علیرضا اسمعیلی با سعی بسیار ، برای اعزام به جبهه‌های نور علیه ظلمت تلاش نمود . ولی سن کم او مانع این امر شد . شناسنامه‌ی شهید ، هنوز از تلاش معصومانه او برای حل این مشکل ، حکایتی شیرین دارد . شهید والا مقام با دست خط کودکانه‌ی خویش ، شناسنامه‌اش را دست کاری نموده تا شاید بر این مشکل فائق آید . و حتی مجبور شد تا برای اثبات تعلق این شناسنامه‌ی دستکاری شده به خودش ، شناسنامه‌اش را در یک روز سرد و بارانی زمستان عکس دار نماید . عکسی که هنوز با لباس و موهای خیس از باران بر تارک سند هویت او نقش دارد و تصویری ناب و ماندنی از خلوص و پاکی او به نمایش گذاشته و از تلاش آگاهانه و اشتیاق مجدانه ی او برای حضور در جبهه های نور علیه ظلمت ، حکایت دارد .

شهید علیرضا اسمعیلی در دوران نوجوانی در خدمت انقلاب و بسیجی فعالی بود . در آغاز مدت‌ها در پادگان دو‌کوهه بعنوان نیروی بسیجی ، خدمتگزار خیل عظیم رزمندگانی شد که از معبر دو کوهه به مقصد وصال یار در گذر بودند . اولین اعزام او نیز از پادگان دوکوهه و در عملیات فتح‌المبین اتفاق افتاد . در عملیات آزاد سازی خرمشهر در عملیات دارخوئین از ناحیه‌ی کتف مورد اصابت ترکش قرار گرفته و حتی توسط هلیکوپتر به پشتِ‌‌جبهه و سپس به اصفهان اعزام و تا بازیافتن سلامتی‌اش و برگشت به خانه خانواده‌اش را از مجروحیت خود مطلع نساخت . سال 1363 مصادف با حملات موشکی رژیم صهیونیستی صدام به شهرهای بی‌دفاع میهن اسلامی ایران و در عین حال مورد اصابت قرار گرفتن منزل مسکونی خانواده‌ی این شهید والامقام در شهرستان اندیمشک سبب مهاجرت مجدد خانواده‌اش به شهرستان بروجرد شد.

به دلیل بمباران های مکرر و انتقال مکرر خانواده از اندیمشک به بروجرد و از بروجرد به اندیمشک ، شهید علیرضا که در مقطع راهنمایی تحصیل می کرد از ادامه ی تحصیل باز ماند. در همین ایام علی رغم اعزام های مکرر شهید به جبهه های نور علیه ظلمت در سازمان فنی و حرفه ای بروجرد نیز ثبت کرده و دوره ی جوشکاری برق را با موفقیت گذراند.

در همین ایام این جانباز بسیجی نوزده ساله بود و آماده ی اعزام به خدمت مقدس سربازی شد. او از شهرستان بروجرد به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید . این بسیجی جانباز در طی دوران خدمت سربازیش در اروند‌رود و شلمچه بیش از یک سال تمام مشغول دفاع از مرزهای میهن اسلامی بود . در جبهه مسئولیتش آرپی جی زن بود به گونه‌ای که بخاطر رشادت‌هایی که از خود نشان داده بود در بین همرزمانش به لُر آرپی جی زن معروف شده بود .

سرانجام پس از یک سال و چند ماه خدمت در مناطق جنگی؛ کارنامه اش مورد قبول حضرت حق واقع شد و در روز بیست و یکم تیر ماه سال 1364 ، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر،سینه و گردن، به فیض عظمای شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار بهشت شهدای زادگاهش بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 37.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۰۴ ، ۰۸:۳۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۴، ۰۸:۲۱ ق.ظ

اسکندری غلامحسین فرزند عزیز

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید غلامحسین اسکندری

 

شهید غلامحسین اسکندری

نام : غلامحسین

نام خانوادگی : اسکندری

نام پدر : عزیز

نام مادر : همدم

تاریخ تولد : 1342/01/29

محل تولد : بروجرد

شغل : سرباز ژاندارمری

تاریخ شهادت : 1362/07/12

محل شهادت : پایگاه سوته سقز

علت شهادت : بر اثر اصابت گلوله به سر

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد

کد ایثارگری : 6201604

زندگینامه

در روز بیست و نهم فروردین ماه 1342، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش عزیز، دستفروشی می کرد و مادرش همدم نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. جهادگر بود.

به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. در روز دوازدهم مهر ماه سال 1362، در پایگاه سوته سقز توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. تربت پاک او در گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 35.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۰۴ ، ۰۸:۲۱
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
جمعه, ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ۰۹:۲۶ ق.ظ

احمدی گودرزی اسدالله فرزند هبت الله

 

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ( فراجا )

شهید اسدالله احمدی گودرزی

 

 

شهید اسدالله احمدی گودرزی

 

 

نام : اسدالله

نام خانوادگی : احمدی گودرزی

نام پدر : هبت الله

نام مادر : بسی جان

تاریخ تولد : 1333/02/10

محل تولد : بروجرد

تاریخ شهادت : 1359/07/21

محل شهادت : جبهه خونین شهر  روبروی پلیس راه

درجه : گروهبان یکم

شغل : کادر انتظامی

عامل شهادت : اصابت ترکش

نام گلزار : گلزار شهدای شهر اشترینان از توابع شهرستان بروجرد

کد ایثارگری : 5900491

 

 

 

 

زندگینامه

در روز دهم اردیبهشت ماه سال  1333، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش هبت الله، کارگر بود و مادرش بسی‌جان نام داشت.تا پایان دوره ابتدایی درس خواند.

 

به عنوان گروهبان یکم از سوی ژاندارمری ( فراجا ) در جبهه حضور یافت. در روز بیست و یکم مهر ماه سال 1359، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک  او در گلزار شهدای شهر اشترینان از توابع شهرستان بروجرد واقع است.

 

 

 

منبع:
فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 27.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۰۴ ، ۰۹:۲۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
آخرین مطالب
.: وبلاگ شهدای بروجرد :.