شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

| خانه | پایین صفحه | بلاگ بیان | چی میل | تماس با ما | گردو
شهدای شاخص بروجرد
* هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست. * آنچه مهم است حفظ راه شهداست، یعنی پاسداری از خون شهدا، این وظیفه اول ماست. * نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آنها باز کرده اند، حرکت کنیم. * هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. * امروز، به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است. * فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود. * جامعه مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت، توقف و عقبگرد نخواهد داشت. * پیشرفت های افتخار آمیز علمی کشور از برکات جهاد و شهادت در راه خداست. * از خدا می خواهم مبادا بعد از یك عمر زحمت، مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد. شهادت، مرگ در راه ارزشهاست … * شهادت ها انقلاب ما را پابرجا و تضمین كرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت. ********** * همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند. وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد. * مهم ترین امتیاز شهدای ما نسبت به كسانی كه در سایر كشورها در راه آرمان های خود فداكاری می كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است. * مظهر قدرت ایران، شهدا هستند. * شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند. * ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از بركت خون پاك شهدای عزیزمان داریم. * خون شهیدان تضمین كننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند كه مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است. * خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتی كه آن ها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است. * چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداكاری شهدای ماست. * وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است. * بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار. ********** امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


شهدای فرهنگی بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


آمار وبلاگ
-----------------


آخرین مطالب

پیوند ها

ابزار

جانم فدای رهبر
 جانم فدای رهبر اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم


پیام های روزانه
* شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.( امام خامنه ای) * شهادت، یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنا می‌ دهد.( امام خامنه ای) * شهادت، همیشه با ارزش است و فداکاری در راه خدا، همیشه کاری عظیم و ارجمند است.( امام خامنه ای) * باید یاد حقیقت و خاطره‌ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.( امام خامنه ای) * شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، مشعل‌ دار پیروزی و آزادی و استقلال ملتند.( امام خامنه ای) * شما، انتساب افتخارآمیزی به شهادت دارید.( امام خامنه ای) * شهادت، مرگ انسان های زیرک و هوشیار است که نمی‌ گذارند این جان، مفت از دستشان برود.( امام خامنه ای) * اگر خدای متعال، این دعا را از کسی قبول کند که مرگ او را در شهادت قرار دهد، بزرگ ترین امتیاز را به یک انسان داده است.( امام خامنه ای) * هر چه داریم، به برکت جان‌فشانی‌ ها و فداکاری‌ هاست، به برکت روحیه‌ شهادت‌ طلبانه است.( امام خامنه ای) * پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)


این معامله با خدای متعال است؛
شهید جان خودش را داده است ،
و رضای الهی را ،
که بالاترین ارزشهای عالم وجود است ؛
کسب کرده است .
در همه‌ی ادیان الهی ؛
فداکاری در راه خدا ،
جان دادن در راه خدا ،
این ارزش والا را دارد .

مقام عظمای ولایت
1402/05/22

ایران حسین علیه السلام ،
پیروز است


نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
----------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

...................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی




کلمات کلیدی

پیوندهای روزانه

تبلیغات



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
شهدای ثبت شده در وبلاگ ( به ترتیب حروف الفبا )
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید










شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ

معظمی گودرزی‌ خسرو فرزند علی حسین

شهید خسرو معظمی گودرزی‌

وصیت نامه شهید

شهید خسرو معظمی گودرزی
نام : خسرو

نامخانوادگی: معظمی گودرزی

نام پدر : علی حسین

نام مادر : محترم

تاریخ تولد : 1345/12/15

محل تولد : آبادان

شغل : دانش آموز

تاریخ شهادت : 1362/05/13

محل شهادت : حاج عمران

نام عملیات : عملیات والفجر 3

آرامگاه : گلزار شهدای امام زاده محمد شهرستان کرج

کد ایثارگری : 6223657

زندگینامه

شهید « خسرو معظمی گودرزی » در روز پانزدهم اسفند ماه سال 1345 ، در شهرستان آبادان به دنیا آمد. پدرش علی حسین و مادرش محترم نام داشت. دانش آموز اول متوسطه بود.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در روز سیزدهم مرداد ماه سال 1362 ، در پیرانشهر توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به پا، شهید شد. تربت پاکش در گلزار شهدای امامزاده محمد شهرستان کرج واقع است

در خانواده‌ای کارگری با اعتقادات قوی مذهبی به‌ دنیا آمد و پدرش علی حسین راننده شرکت نفت و اهل روستای قائد طاهر بروجرد بود. دوران کودکی را تا سن یک سالگی در آبادان بود. در سال 1346 پس از اخراج پدرش از شرکت نفت، همراه با خانواده ، به‌ تهران و بعد از آن به‌ کرج نقل مکان کردند. این شهید دوران تحصیلش را در کرج گذراند.

او در دوران انقلاب، همراه با خانواده ، در تظاهرات شرکت می‌کرد. دوران زندگی او تا نوجوانی اش ، با سختی بسیار گذشت . به همین دلیل او در دوران نوجوانی، برای کمک به خانواده و همچنین برای تامین مخارج تحصیل خود کار می‌کرد.

دانش‌آموز اول متوسطه بود که به‎ عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در روز سیزدهم مرداد 1362، در حاج عمران عراق با اصابت ترکش به پا شهید شد. تربت پاکش در گلزار شهدای امامزاده محمد شهرستان کرج واقع است.

خانواده شهید می‌گویند: او فردی بسیار مهربان و مودب بود و دوست داشتنی‌ترین بچه خانواده بود، بسیار مهربان و فرمانبردار بود و نسبت به والدین خود احترام بسیار می‌کرد و هیچ‌گاه کسی را از خود آزرده‌خاطر نمی‌کرد و همه اهل فامیل وی را دوست داشتند.

برادر وی شهید حیدر معظمی گودرزی نیز در روز هفتم اسفند ماه سال 1361 در منطقه ی زبیدات عراق به شهادت رسیده است

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا، استان البرز، تنظیم مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1395، صفحه 443.

وصیت‌نامه ی شهید

به نام الله پاسدار حرمت خون تک تک شهیدان

و به امید اینکه خداوند مرا تا آخرین لحظه عمرم بر عقیده‌ام استوار بدارد

و با سلام به پیشگاه حضرت مهدی صاحب‌الزمان و منجی عالم بشریت

و با درود بر رزمندگان اسلام که با خون پاک و عزم راسخشان برای براندازی تمامی ظلم‌ها و کاخ‌های استکباری در راه خدایشان قیام کرده‌اند

و با سلام و درود بیکران بر این مردِ حق، پیر جماران، حضرت نائب الامام خمینی که طاغوت با اسم مبارک او به لرزه درمی‌آید؛ وصایا و سفارشات خود را آغاز می‎کنم.

برادران و خواهران !
می‌خواهم انگیزه‌ام را در مورد به‌ جبهه رفتنم بنویسم. انگیزه من شاید (همان باشد) تمامی این جان برکفان در جبهه به خاطر آن جهاد کرده‌اند و تا آخرین لحظه از عمر پاکشان هم بر آن پایدار و مصمم بمانند، ولی چیزی که باعث رفتن من به جبهه بود؛ ظلم و زوری بود که در کشورهای زیر سلطه از آن آفریقایی گرفته تا فلسطینی و آن فلسطینی گرفته تا عراقی در بند، روا می‌شود.

به نظر شما، چه کسی باید آنها را نجات دهد و آیا ملتی جز ملت ایران، در این جهان تاریک در نظر دارید، شما کدامین ملت را دیده‌اید؛ به خاطر ظلمی که به مردم دیگر نقاط جهان چه مسلمان و چه غیرمسلمان می‌شود، تظاهرات کنند و یکپارچه پشتیبانی خود را از آنان اعلام کند.

آری، همین بود که من فکر کردم که تنها راهی را که می‌توانم دِین خود را به خدا و خلق خدا ادا کنم؛ رفتن به جبهه است و فعلاً تنها راه نجات مردمِ دربند جهان، حضور همین جبهه‌های نور علیه ظلمت است.

پدر و مادر عزیزم،

از اینکه مرا تا به این سن و سال پرورش داده‌اید تا سرانجام فرزندتان را برای اسلام هدیه کنید، نمی‌دانم که چگونه تشکرکنم تا رضایتتان را جلب کنم.

سخنی با پدر؛

پدر جان، زحمات بیکرانی که برای پرورش و پیشبرد نیکی فرزندانت کشیدی ، همیشه در ذهنم بود و حتی یک لحظه از یادم نمی‌رفت و آن همه زجرهایی که در سرما و گرما، برای فرزندانت تحمل نمودی تا اینکه سرانجام ابراهیم‌گونه اسماعیل ات را به‌خداوند اهدا نمودی. ان شاءالله که خداوند از شما قبول کند.

سخنی با برادر؛

برادرم حمزه، شما را هم فراموش نکردم و خیلی‌خیلی تشکر می‌کنم، تشکر به‌خاطر اینکه در همان مدتی که در کنارتان زندگی می‌کردم، بسیاری چیزها را از شما یاد گرفتم که شاید اگر جایی دیگر بودم هیچ‌وقت بعضی از مسائل برایم روشن نمی‌شد. برادرم سفارشی که به شما دارم؛ این است که تا آنجا که می‌توانید به جلسات قرآن که هر هفته برگزار می‌شود، ادامه دهید و مردم را هم به این امرِخیر تشویق نمایید.

چند وصیتی را هم در مورد خودم دارم که ان شاءالله عمل خواهید کرد:

اول اینکه نمازها و روزه های قضایم را به‌جا آورید و اگر شد حتما مرا پهلوی برادر شهیدم حیدر دفن کنید. برای مراسم من زیاد خرج نکنید و حداکثر صرفه‌جویی را به‌عمل بیاورید. مقداری هم پول دارم که آن هم اختیارش با مادرم است و روی سنگ قبرم این جمله از امام حسین را بنویسید. « ان الحیاة عقیدة و جهاد»

 

آخرین وصیتم به دوستان و آشنایان این است که:

بردار از جا، سلاح من را * آتش‌زن کاخ ظالمان را.

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

والسلام

 

 

سنگ مزار شهید خسرو معظمی گودرزی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۲۱:۴۱
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۳ ب.ظ

معظمی گودرزی‌ خدیجه فرزند حق مراد

شهیده خدیجه معظمی گودرزی

شهیده خدیجه معظمی گودرزی

نام : خدیجه

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : حق مراد

تاریخ تولد : 1310/01/06

محل تولد : بروجرد روستای ملیمجان

شغل : خانه دار

وضعیت تاهل : متاهل

تاریخ شهادت : 1363/12/20

محل شهادت : بروجرد

آرامگاه : گلزار شهدای روستای ملمیجان بروجرد

کد ایثارگری : 6313052

زندگینامه

در روز سوم فروردین ماه سال 1310 ، در روستای ملمیجان از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش حق مراد، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست. خانه دار بود. سال 1330 ازدواج کرد و صاحب هفت فرزند شد.

در روز بیستم اسفند ماه سال 1363 ، در بمباران هوایی شهرستان بروجرد به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار شهدای روستای ملمیجان بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 599.

 

وی در سال 1310 در بروجرد در خانواده ای متدین متولد شد او کشاورز و در آن زمان چون مدرسه نبود درس نخواند و قالیبافی فرا گرفت در سن 15 سالگی ازدواج نمود او همراه همسرش که او نیز کشاورز بود پس از کار به راز و نیاز می پرداخت او صاحب 5 دختر و 2 پسر بود. او همیشه به نوه هایش می گفت که اسلام و امام را پشتیبانی کنید مثل اینکه می دانست که آخر عمرش رسیده و می گفت نمی دانم چرا دلم از دنیا سیر شده چنانچه عیدی دخترانش را چه در شهر و چه در روستا یک ماه پیش از شهادت داده بود . و از او که سوال می کردند چرا زود عیدی داده ای می گفت چون نمی دانم که تا عید زنده می مانم یا نه . او در حمله ی موشکی در روز بیستم اسفند ماه سال 1363  در بروجرد به شهادت رسید .

یادش گرامی باد

 

شهیده خدیجه معظمی گودرزی - بروجرد

نوه دختری اش به نام لیلا معظمی گودرزی که کودکی 3 تا 4 ساله بوده نیز به شهادت رسیده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۲۱:۳۳
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۵۹ ب.ظ

معظمی گودرزی حیدر فرزند علی حسین

شهید حیدر معظمی گودرزی

 

شهید حیدر معظمی گودرزی

نام : حیدر

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : علی حسین

نام مادر : اعظم

تاریخ تولد : 1335/05/29

محل تولد : بروجرد روستای قائد طاهر

دانشگاه : تربیت معلم تهران

مقطع تحصیلی : کاردانی

رشته تحصیلی : تربیت معلم

سن هنگام شهادت : 26 سال

تاریخ شهادت : 1361/05/07

مکان شهادت : پاسگاه زید

آرامگاه : گلزار شهدای امامزاده محمد شهرستان کرج

کد ایثارگری : 6128566

زندگینامه

شهید حیدر معظمی گودرزی در سال 1335 در روستای قائد طاهر دیده به جهان گشود پدرش علی حسین، کارمند شرکت نفت بود و مادرش اعظم نام داشت. در ایام تابستان هر سال، به علت گرما و نبود امکانات مناسب در آبادان ، خانواده مجبور بود تا ایام تابستان را در مناطق خنک تر ، سپری کند. تولد حیدر نیز مصادف با چنین ایامی بود. او کودکی خوش سیما و بسیار مهربان بود. دوران ابتدایی مدت 2 سال در آبادان گذراند و در سال 1346 پس از اخراج پدرش از شرکت نفت، همراه با خانواده ، به‌ تهران و بعد از آن به‌ کرج نقل مکان کردند. و ادامه ی تحصیل ابتدایی را در مدرسه ذوب آهن و دوره ی متوسطه را در دبیرستان دهخدا گذرانید.

دوران مبارزاتی او، از سال 1346 شروع شد و با قم برای راهنمایی و اخذ کتب اسلامی مکاتبه می کرد. او علاقه زیادی به اسلام و قرآن داشت
پدرش می گوید : در دوران کودکی حیدر، که یک روز که من می خواستم به مسجد بروم او هم دنبال من آمد. من از درب مسجد داخل شدم و پشت سرم درگاهی مسجد خراب شد و من یک لحظه حیدر را ندیدم فکر می کردم که زیر آوار مانده است در سر خود می زدم و به دیگران التماس می کردم که صدایی مرا به خود آورد که حیدر زنده است و کمی آسیب دیده او را به بیمارستان بردم و مدتی بعد بهبود یافت. این اتفاق علاقه او را به اسلام و مسجد بیشتر کرد. پس از اخذ دیپلم، به سربازی رفت و مدتی هم نیز در نیروی هوایی خدمت کرد. اما بعد از خدمت تصمیم گرفت که به شغل معلمی بپردازد.

در دانشسرای تربیت معلم تهران قبول شد و مدتی نیز در آن جا درس خواند او همیشه سعی می کرد به دیگران آموزش دهد و حتی کتابخانه مسجد را اداره می کرد. که بعد از شهادتش کتابخانه را به نام این شهید نام گذاری کرده اند. او فردی با تقوا، پرهیزگار و بسیار خستگی ناپذیر و اهل مسجد و قرآن و همیشه سعی می کرد که دیگران را به امر معروف نماید.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در روز هفتم مرداد ماه سال 1361 ، در بمباران هوایی پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار شهدای امامزاده محمد شهرستان کرج واقع است.

برادرش ( شهید خسرو معظمی گودرزی‌ ) نیز در عملیات والفجر 3 در منطقه ی عملیاتی مهران در روز سیزدهم اردیبهشت ماه سال 1362 به شهادت رسیده است

 

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 599.

 

شهید معظمی گودرزی-حیدر

 

شهید حیدر معظمی گودرزی

 

 

                

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۲۰:۵۹
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۵۲ ب.ظ

معظمی گودرزی حمید فرزند محمدجواد

شهید حمید معظمی گودرزی

شهید حمید معظمی گودرزی

نام : حمید

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : محمدجواد

محل تولد: بروجرد روستای توده زن

تاریخ تولد: 1342/06/27

شغل: جهادگر

تاریخ شهادت : 1366/10/29

محل هادت : ماووت

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری :6618411   

زندگینامه

بیست و هفتم شهریور 1342 در روستای شیخ میری از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش محمدجواد (فوت 1353 ) و مادرش ماه سلطان نام داشت. تعمیرکار خودرو و لودر بود. سال 1366 ازدواج کرد.
از سوی جهادسازندگی در جبهه حضور یافت. بیست و نهم دی 1366 ، با سمت جهادگر در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 598.

 

شهید حمید معظمی گودرزی در سال 1342 در یکی از روستاهای بروجرد بنام شیخ میری کلهر در خانواده ای مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود.

حدود هشت سالگی حمید بخاطر عدم امکانات اموزشی در آن روستا خانواده حمید به روستای دیگری بنام توده زن کوچ کردند.

در سال دوم ابتدایی پدر خویش را از دست داد و از ده سالگی سرپرستی خانواده های 6 الی7 نفره را عهده دار شد.به همین علت با کمی سن که داشت تابستان ها کار می کرد و با وجودی که هر ساله شاگرد اول می شد بعد از پنجم ابتدایی نتوانست به تحصیل ادامه دهد و در شهرهای دور مانند سبزوار،تهران و قزوین به کارگری و کارهای متفرقه پرداخت.
از سال های 1358 در یک شرکت ساختمانی کمک مکانیک بود تا مکانیک ماهری گردید.

از سال 1362 به عنوان مکانیک ماشین آلات سنگین در سازمان توسعه راه های ایران مشغول بکار شد و از این زمان بود که به جبهه اعزام و در پشتیبانی جنگ جهاد خوزستان مشغول بکار شد.در این فرصت پشتیبانی جنگ جهاد از وی تقاضای ادامه همکاری کردند منتهی بعلت عدم توافق سازمان راه در حالیکه پیشنها اضافه حقوق به وی کردند جبهه را با حقوق کمتر از نصف آنچه که از سازمان می گرفت ترجیح داد و این در حالی بود که خانواده ای فقیر داشت و حتی از داشتن خانه مسکونی درستی محروم بود.
در تابستان 1364 به خاطر بعضی گرفتاری های خانوادگی از روستا به شهر مهاجرت، در منطقه ای فقیرنشین در حاشیه بروجرد بنام ابراهیم آباد ساکن شدند.
حمید در سمت سرپرستی تعمیرگاه های جنگ جهاد فردی کوشا و جدی بود.

وی از طریق جهاد به عنوان مکانیک ماشین های سنگین راه سازی به جبهه اعزام می شد.


شهید یک بار در عملیات بدر (در جزیره مجنون) مجروح شیمیایی شد و مدتی تحت درمان قرار گرفت و پس از بهبودی نسبی به خانه مراجعه کرد.

در حالیکه در امور فنی متخصص بود مومن بود و چنانکه دوستانش می گفتند شبی نبود که نماز شبش قضا شود اینکه عنوان سرپرستی داشت بیشتر از بقیه کار می کرد و سعی داشت سخت ترین ماموریت ها را شخصاً انجام دهد.در عملیات های مختلف شرکت می کرد و با رشادت انجام وظیفه می کرد.

حمید با اینکه کم سن بود در برخورد با مشکلات خانوادگی بزرگواری شخص با تجربه و مسنی را از خود نشان می داد. هیچ کس از حمید نشنید که جبهه است و به چه کاری اشتغال دارد.

تنها بین فامیل شایع بود که حمید در اهواز است.
حمید کم حرف،خوشرو،بی ریا و جدی بود.با اینکه پنج سال بیشتر مدرسه نرفته بود نسبت به مسائل روز از آگاهی بسیار بالایی برخوردار بود.بی آنکه نشان دهد ادب دوست و با آثار عرفانی شاعرانی بزرگ سر و کار داشت.با اینکه زندگی او همه اش نمود اصل تولی بود عمل به تبری را نیز تکلیف خود می دانست و از زمانی که انقلاب شروع شده بود با اینکه سن کمی داشت در اکثر تظاهرات شرکت می کرد و حتی زمانی که هنوز شاه نرفته بود یکبار با کندن و پاره کردن عکس های شاه در مدرسه روستا دست زده بود و این روند تا شهادت او ادامه داشت.

شهید حمید معظمی گودرزی در عملیات بیت المقدس (2) در 1366/10/29 زمانی که بیش از شش ماه از ازدواجش نمی گذشت ، در حین انجام ماموریت در منطقه عملیاتی ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

جنازه مطهر شهید در شهرستان بروجرد، با حضور گسترده دوستان و آشنایان با شکوهی خاص تشییع گردید و در بهشت شهدای آن شهر به خاک سپرده شد.


روحش شاد و راهش پررهرو باد

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۲۰:۵۲
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۴۴ ب.ظ

معظمی گودرزی حمید فرزند محمد

 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
شهید حمید معظمی گودرزی

گالری عکس شهید حمید معظمی گودرزی 0

شهید حمید معظمی گودرزی

نام : حمید

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : محمد

نام مادر : گوهر

تاریخ تولد : 1342/05/11

محل تولد : بروجرد

سن هنگام شهادت : 22 سال

وظیفه/کادر : کادر

سازمان : نزاجا

تاریخ شهادت : 1365/02/14

محل شهادت : دشت هلاله

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6535003

زندگینامه

یازدهم تیر 1342 ، در شهرستان آبادان به دنیا آمد. پدرش محمد (فوت 1350 ) کارمند شهربانی بود و مادرش گوهر نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند.
گروهبان یکم ارتش بود. چهاردهم اردیبهشت 1365 ، در دشت هلاله بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش آن به گردن و سینه، شهید شد. تربت پاک وی در گلزار  بهشت شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 599.

 

 

 


              

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۲۰:۴۴
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۳:۳۶ ب.ظ

معظمی گودرزی حسن فرزند محمدباقر

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
پاسدار شهید حسن معظمی گودرزی

 

پاسدار شهید حسن معظمی گودرزی

نام : حسن

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : محمدباقر

نام مادر : نظافت

تاریخ تولد : 1339/01/02

محل تولد : روستای قائدطاهر بروجرد

تاریخ شهادت : 1360/10/01

محل شهادت : قاسم آباد از توابع سر پل ذهاب

آرامگاه : گلزار شهدای روستای قائدطاهر از توابع شهرستان بروجرد

کد ایثارگری : 6012605

زندگینامه

در روز دوم فروردین ماه سال 1339 ، در روستای قائدطاهر از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش محمدباقر، کشاورز بود و مادرش نظافت نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست. ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد.

به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. در روز اول دی ماه سال 1360 ، در قاسم آباد غرب توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار شهدای بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 598.

                                     

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۱۵:۳۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۳:۱۵ ب.ظ

معظمی گودرزی حسن فرزند خدامراد

 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

شهید حسن معظمی گودرزی

 

شهید حسن معظمی گودرزی

نام : حسن

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : خدامراد

نام مادر : عشرت

تاریخ تولد : 1341/02/08

محل تولد: بروجرد - اشترینان - روستای گلچهران

سن هنگام شهادت : 22 سال

وظیفه/کادر : وظیفه

سازمان : نزاجا

تاریخ شهادت : 1363/03/07

محل شهادت : مهران

آرامگاه : گلزار شهدای روستای گلچهران بروجرد

کد ایثارگری : 6313051

زندگینامه

در روز هشتم اردیبهشت ماه سال 1341 ، در شهرستان بروجرد چشم به جهان گشود. پدرش خدامراد، کارگر بود و مادرش عشرت نام داشت. تا چهارم متوسطه درس خواند.

به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. در روز هفتم خرداد ماه سال 1363 ، در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار شهدای روستای گلچهران از توابع شهرستان بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 588.

 

شهید حسن معظمی گودرزی - گلچهران بروجرد

                                                       

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۱۵:۱۵
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۳:۰۹ ب.ظ

خالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۱۵:۰۹
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
جمعه, ۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۴ ق.ظ

معظمی گودرزی جان محمد فرزند ولی

نـیـروی هـوایـی ارتـش جمهوری اسلامی ایران

شهید جان محمد معظمی گودرزی

عکس شهید جان محمد معظمی گودرزی

 

 

شهید جان محمد معظمی گودرزی

نام : جان محمد

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : ولی

نام مادر : نظافت

تاریخ تولد : 1335/03/12

محل تولد : بروجرد

سن هنگام شهادت : 31 سال

وظیفه/کادر : کادر

سازمان : نهاجا

تاریخ شهادت : 1367/01/01

محل شهادت : دزفول

آرامگاه : گلزار شهدای روستای ملمیجان بروجرد

کد ایثارگری  : 6718551

زندگینامه

دوازدهم خرداد 1335 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش ولی، کارگر بود و مادرش نظافت نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال 1357 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد.

به عنوان استوار یکم ارتش در جبهه حضور یافت. یکم فروردین 1367 ، در بمباران هوایی دزفول بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار شهدای روستای ملمیجان از توابع شهذستان بروجرد واقع است.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 598.


شهید جان محمد معظمی گودرزی درسال1335 در خانواده‌ای مذهبی در یکی از روستاهای شهرستان بروجرد به نام ملیجان به دنیا آمد. با توجه به اینکه اولین فرزند پسر خانواده بود و به گفته‌ی مرحوم پدرم و فامیل،  هنگام تولد، نقاب در صورت داشت. مورد توجه پدر و مادر و کلیه‌ی اقوام بود و به همین دلیل پدرم شهید را به عنوان خادمین امام حسین (علیه السلام) معرفی نمود و همیشه در تمام مراسم سوگواری امام حسین (علیه السلام) و دیگر امامان شرکت می داد.


شهید جان محمد معظمی گودرزی انسان شریف، خوش‌اخلاق و حقیقتاً راستگو بود و در بین افراد خانواده نسبت به همه برتری داشت. از لحاظ ایمان، اخلاق و مردم‌داری معروف بود. شهید عزیز، علاقه زیادی به امام خمینی ره داشت و از همان ابتدای انقلاب همیشه یکی از طرفداران سرسخت امام خمینی بود. شهید گرامی پس از طی دوران ابتدایی و راهنمایی وارد ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی شد و پس از طی دوران آموزشی به پایگاه سوم شکاری همدان منتقل شد.


با شروع جنگ تحمیلی عراق به جمهوری اسلامی ایران در سال 1359 به پایگاه چهارم شکاری دزفول که در منطقه‌ی عملیاتی بود، منتقل شد و چندین مأموریت به مناطق جنگی داشت. سرانجام در روز اول فروردین ماه سال 1367 توسط هواپیمای عراقی، محل سکونت شهید، بمباران و به درجه رفیع شهادت نائل گردید. از شهید سه فرزند (2 دختر و یک پسر ) به جا ماند.

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

 


               

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۵۴
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
جمعه, ۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۶ ق.ظ

معظمی گودرزی تیمور فرزند علی

شهید تیمور معظمی گودرزی

معلم شهید تیمور معظمی گودرزی

نام : تیمور

نام خانوادگی : معظمی گودرزی

نام پدر : علی

شغل : دانشجوی تربیت معلم شهید مطهری بروجرد

مقطع تحصیلی : کاردانی

رشته تحصیلی : آموزش ابتدایی

تاریخ تولد : 1340/03/02

محل تولد : بروجرد

تاریخ شهادت : 1365/02/30

سمت : تک تیرانداز

تیپ ۵۷ حضرت ابولفضل (ع) گردان شهدا گروهان حمزه سیدالشهداء

محل شهادت : حاج عمران

نام عملیات : حاج عمران مقابله با تک عراق

سمت در زمان شهادت : آرپی جی زن

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6535001

زندگینامه

پانزدهم فروردین 1340 ، در روستای ملمیجان از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش علی، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. دانشجوی رشته تربیت معلم بود. ازدواج کرد.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سی ام اردیبهشت 1365 ، در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر پاک و مطهرش مدت ها در منطقه بر جا ماند و سرانجام در سال 1373 ، پس از تفحص تربت پاک وی در گلزار شهدای زادگاهش بروجرد زیارتگاه خیل عظیم امت حزب الله شد.

منبع:
ـــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 597.

شهید تیمور معظمی گودرزی در روزدوم خرداد ماه سال 1340 در روستای ملمیجان شهرستان بروجرد در خانواده ای متدین متولد شد. دوره ی ابتدایی را در دبستان روستا آغاز کرد. در این مقطع باید هم کار می کرد و هم درس می خواند چون تنها پسر خانواده بود و پدرش نیز در شهرهای دیگر مشغول کار برای امرار معاش خانواده بود در نتیجه او مسئولیت مهمی به عهده داشت؛ هم خانواده و هم تحصیل. دوره راهنمایی و دبیرستان را در بخش اشترینان پشت سر گذاشت.

او در طی این مقاطع می بایست فاصله روستا تا اشترینان را که 5 کیلومتر بود هر روز دوبار با پای پیاده طی می کرد. با این وجود از تحصیل دست برنداشت و توانست مدرک دیپلم را کسب کند.

در ایام فراغت بیشتر به کار کشاورزی و مطالعه و ورزش کاراته می پرداخت.

او همیشه صبور بود و در همه کارهای خود به خدای یگانه توکل می کرد. این خصلت‌های زیبا در امور زندگی او را از دیگران متمایز می ساخت. وی در کنار تحصیلات در امور کشاورزی همراه پدر بود و به او کمک می کرد.

سپس برای دفاع از نوامیس ملت مسلمان ایران لباس مقدس سربازی را به تن کرد و به کفرستیزان جمهوری اسلامی ایران پیوست. وی دوران سربازی را در اردوگاه پرندک تهران مشغول به خدمت بود. وقتی با اسرای عراقی و اهداف پلید بعثی رژیم عراق آشنا می شود به ندای رهبر انقلاب امام خمینی (ره) لبیک گفته و عازم رفتن به جبهه می شود.

او اخلاق بسیار خوبی داشت و بسیار بخشنده و مؤمن بود با وجود همه مشکلات همیشه نسبت به دوستان گذشت می کرد و مواردی هم بوده که از لباس های خود به دوستانش که نیاز داشتند بخشید او همیشه خواهرانش را به پوشیدن روسری و حفظ حجاب و خواندن نماز و قرآن راهنمایی می کرد.

هیچ وقت نسبت به خانواده و مخصوصا خواهرانش عصبانی نمی شد همه اقوام و دوستان او را دوست داشتند و هرگز از او ناراحت نشده بودند.

همیشه صله رحم به جای می آورد و به تمام اقوام رسیدگی می کرد رفتارش به گونه ای بود که هر کدام از دوستانش مشکلی داشتند به او مراجعت می کردند تا جایی که می توانست به آنها کمک می کرد.

یکی از مهم ترین اهداف زندگیش، تحصیل بود و همه را نیز به خواندن درس راهنمایی می کرد و به همین جهت بود که شغل شریف معلمی را انتخاب کرد در دوران انقلاب با این که نوجوانی بیش نبود در تظاهرات شرکت و به عنوان بسیج خدمت می کرد. او قبل از انقلاب هم در امور فرهنگی و سیاسی شرکت می کرد.

ایشان موضع سرسختی در مقابل منافقین داشت و اگر در بین مردم عادی مسئله ای را مشاهده می کرد با استدلال برای آن ها توضیح می داد و آن ها را راهنمایی می کرد.

او رابطه خوبی با خانواده و همسر و دیگران داشت. بسیار خوش برخورد و فروتن بود. او در زمینه مکانیکی و کشاورزی مهارت داشت.

نظرش در مورد جنگ این بود که: فتوا داده اند جبهه را برای همه کسانی که توانایی جسمی دارند و گرم نگه داشتن پشت جبهه را برای کسانی که توانایی ندارند واجب است.

او وارد دانشگاه تربیت معلم شهید مطهری شد. چند مرحله به عنوان بسیجی برای درس دادن به بسیجیان به جبهه اعزام شد . و آخرین بار هم به عنوان بسیجی از طرف تربیت معلم بروجرد به جبهه اعزام شد. همیشه می گفت توکلتان به خدا باشد و التماس دعا داشت برای اینکه به شهادت برسد. می گفت بنا به گفته امام؛ جنگ سرلوحه تمام کارهاست.

آخرین بار اصرار زیادی داشت تا با خانواده عکس بیاندازد و این کار را هم کرد. هنگامی که رفت پشت سر خود را نگاه می کرد گویی که می دانست بازگشتی نیست.

در وادی نور، از سنگری به سنگر دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر، مجنون صفت دنبال لیلیی می دوید. در سحرگاهی نگاهش در نگاه یار گره خورد و تن و جان یکی هدیه دوست کرد.

ایشان در روز سی ام اردیبهشت ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی حاج عمران هدف تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و شهد شیرین شهادت را نوشید. پس از گذشت دوازده سال ، پیکر مطهرش در سال 1373 تفحص شد و تربت پاک وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه خیل عاشقان ایثار و شهادت شد.

 

وصیت نامه شهید تیمور معظمی گودرزی

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

با سلام و با درود بیکران بر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نایب برحقش حضرت امام خمینی رهبر کبیر مستضعفان جهان و با درود مخلصانه نثار روح شهیدان راه اسلام و حقیقت و با سلام بر مجاهدان فی سبیل الله.

وصیت نامه خویش را به رشته تحریر درمی آورم. اولین مطلبی که به نظر این حقیر جلب نظر میکند این است که در این موقع حساس که اسلام و شرافت انسانی در بین است وظیفه تمام مسلمین واقعی است که در راه خدا و فقط برای رضای حق تعالی بپاخیزند و از هیچ نیروی شیطانی هراسی نداشته باشید که بنا به فرموده امام امت نیروی خدا بالاتر از تمام نیروهاست و بقول پیامبر بزرگوار مجد و عظمت برای فرزندان خود به یادگار بگذارید و جبهه‌ها را خالی نکنید.و ای برادران مسلمان مردانه به جبهه‌ها هجوم آورید و کسانی که توانایی آمدن ندارند پشت جبهه‌ها را گرم نگه‌دارید. تا کار این صدام و صامیان بی‌دین و متجاوز را یکسره کنید و از دین و ناموس خویش دفاع کنید که اگر خدای ناکرده این مزدور ( صدام ) جان بگیرد بلایی به سر اسلام و مسلمانان می آورد که زبانم لال هیچ مسلمانی جرأت نماز خواندن و ادعای مسلمانی کردن نخواهد داشت.

ولی در آخر وصیتی به پدر و مادر عزیزم که ایشان را از جانم بیشتر دوست می دارم و بی نهایت شرمنده‌ام از اینکه هیچ گونه خدمتی نتوانستم به ایشان بنمایم و همچنین از همسر و خواهرانم که امیدوارم خداوند به شما همگی صبر عنایت فرماید و از شما عاجزانه تقاضامندم در مرگم گریه و زاری نکنید که دشمنان اسلام شاد می شوند. و این حقیر اگر لایق باشم در راه پرافتخار حسین ( علیه السلام ) قدم می گذارم و جامه ننگ و ذلت بار را نمی پوشم.اگر خواستید گریه کنید برای اباعبداله الحسین گریه کنید که ثوابی بس عظیم دارد.

سفارشی که دارم این است که شما (پدر و مادر) و همسر و خواهرانم اشتباهات مرا ببخشید و از خدای بزرگ برایم طلب مغفرت نمایید. چون در تمام طول زندگیم همیشه مرتکب معصیت شده‌ام و اطاعت خالق خویش را نکرده‌ام. غصه نخورید با سرافرازی و سربلندی زندگی کنید چون تنها پسرتان را در راه خدا هدیه کرده‌اید.

مادر،پدر عزیزم و همسر و خواهران مهربانم و وابستگان و دوستان از اینکه با شما خداحافظی نکرده‌ام مرا ببخشید.

درود بر حسین (علیه السلام ) و بر شهیدان راه حق تعالی

خداحافظ

به امید پیروزی نهایی اسلام بر قوای کفر جهانی

تیمور معظمی گودرزی

 

 

شعری از شهید تیمور معظمی گودرزی

این شعر جانسوز در ساعت های آخر عمر شهید در اول خرداد 1365 در منطقه جنگی حاج عمران نوشته شده است


برو مادر خداحافظ که دیگر روی ماهت را نخواهم دید
دگر از گرمی آغوش پر مهرت نصیبی بر نمی گیرم
مرا دیگر نمی بوسی
دگر لب های گرمابخش دلجویت برای من نمی خندد
برایم دیگر این دنیا به آخر می رسد مادر
دگر آن دست گرمت را بر روی گونه هایم حس نخواهم کرد
دیگر سهمی ندارم از نوازش های تو مادر
خوش آن روزی که در دامان پر مهرت مرا می پرورانیدی
و حالا من آن طفلم
به محبوبم بگو مادر من دلخسته را دیگر نمی بیند
امیدش را ببر مادر بگو فرزند من مرده است دیگر برنمی گردد
صدای ناله های زخمی ها
خروش و غرش بی وقفه ی خمپاره ها در جبهه می پیچد
مسلسل ها ز بی رحمی بروی رزمنده ها ، خمپاره ها سرب می بارند
به گوشم آه درد آلود مجروحان ندایی تازه می گردد
تفنگم را به دوشم می کشم تا ناجوانمردان دشمن را از پا بیندازم
و اما لحظه ای از سوزش درد سینه ام بر پا نمی مانم
سپس بر خاک گرم جبهه می غلتم
ولی مادر برو با سربلندی زندگانی کن
که فرزند تو اینک در ره میهن شهادت را پذیرا شد
شکوه این شهادت را علف هایی که با خونم به رنگ لاله می روید به همراه نسیمی بازگو می کند مادر
شب تاریک و غمگین است

من بنشسته ام اینجا
دور از بسترم مادر

به یاد گرمی آغوش پر مهرت
تفنگم را به آغوشم فشردم من
ولی ناگه صدای غرش توپی به افکار من بیچاره می خندد
به گوشم ناله ی زنجیرهای تانکی می رسد از دور
به دنبالش هزاران بمب آتش زا می ریزد از دور
خداحافظ مادر جان ...

 

 

خاطره پدرشهید تیمور معظمی گودرزی

 

راوی : پدر شهید

*شهید نگهبان کمپ عراقی ها بود و تلاش می کرد به جبهه برود من گفتم: تیمور عزیز، تو تنها پسرم هستی به جبهه نرو گفت: پدرم الان صحرای کربلا است همه باید به جبهه برویم.

 

خاطره مادر شهید تیمور معظمی گودرزی

راوی : مادر شهید

* فرزندم وقتی که به سربازی رفت او را به شهرستان شاهرود فرستادند و من به ملاقات شهید رفتم و به من گفت: مادر من قند ندارم و من رفتم برای او قند بخرم و گفتند قند کوپنی است بعد با فرزندم آمدیم درب یک مغازه که قند بخرم فرزندم گفت: آقای مغازه دار مرا حلال کن چون من سه دانه انگور از سبد انگور شما خورده ام و این صحنه را هیچ وقت فراموش نمی کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۴۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
آخرین مطالب
.: وبلاگ شهدای بروجرد :.