شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

شهدای بروجرد

بانک الفبایی شهدای بروجرد

| خانه | پایین صفحه | بلاگ بیان | چی میل | تماس با ما | گردو
شهدای شاخص بروجرد
* هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست. * آنچه مهم است حفظ راه شهداست، یعنی پاسداری از خون شهدا، این وظیفه اول ماست. * نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آنها باز کرده اند، حرکت کنیم. * هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. * امروز، به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است. * فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود. * جامعه مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت، توقف و عقبگرد نخواهد داشت. * پیشرفت های افتخار آمیز علمی کشور از برکات جهاد و شهادت در راه خداست. * از خدا می خواهم مبادا بعد از یك عمر زحمت، مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد. شهادت، مرگ در راه ارزشهاست … * شهادت ها انقلاب ما را پابرجا و تضمین كرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت. ********** * همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری كردند. وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد. * مهم ترین امتیاز شهدای ما نسبت به كسانی كه در سایر كشورها در راه آرمان های خود فداكاری می كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است. * مظهر قدرت ایران، شهدا هستند. * شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند. * ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از بركت خون پاك شهدای عزیزمان داریم. * خون شهیدان تضمین كننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند كه مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است. * خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتی كه آن ها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است. * چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداكاری شهدای ماست. * وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است. * بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار. ********** امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


شهدای فرهنگی بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید


آمار وبلاگ
-----------------


آخرین مطالب

پیوند ها

ابزار

جانم فدای رهبر
 جانم فدای رهبر اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم


پیام های روزانه
* شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.( امام خامنه ای) * شهادت، یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنا می‌ دهد.( امام خامنه ای) * شهادت، همیشه با ارزش است و فداکاری در راه خدا، همیشه کاری عظیم و ارجمند است.( امام خامنه ای) * باید یاد حقیقت و خاطره‌ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.( امام خامنه ای) * شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، مشعل‌ دار پیروزی و آزادی و استقلال ملتند.( امام خامنه ای) * شما، انتساب افتخارآمیزی به شهادت دارید.( امام خامنه ای) * شهادت، مرگ انسان های زیرک و هوشیار است که نمی‌ گذارند این جان، مفت از دستشان برود.( امام خامنه ای) * اگر خدای متعال، این دعا را از کسی قبول کند که مرگ او را در شهادت قرار دهد، بزرگ ترین امتیاز را به یک انسان داده است.( امام خامنه ای) * هر چه داریم، به برکت جان‌فشانی‌ ها و فداکاری‌ هاست، به برکت روحیه‌ شهادت‌ طلبانه است.( امام خامنه ای) * پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)


این معامله با خدای متعال است؛
شهید جان خودش را داده است ،
و رضای الهی را ،
که بالاترین ارزشهای عالم وجود است ؛
کسب کرده است .
در همه‌ی ادیان الهی ؛
فداکاری در راه خدا ،
جان دادن در راه خدا ،
این ارزش والا را دارد .

مقام عظمای ولایت
1402/05/22

ایران حسین علیه السلام ،
پیروز است


نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
----------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

...................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی




کلمات کلیدی

پیوندهای روزانه

تبلیغات



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
شهدای ثبت شده در وبلاگ ( به ترتیب حروف الفبا )
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید










دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

موحدی محمدجعفر فرزند احد

 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
شهید محمدجعفر موحدی

 

 

شهید محمدجعفر موحدی

نام : محمدجعفر

نام خانوادگی : موحدی

نام پدر : احد

نام مادر : مهین

تاریخ تولد : 1343/07/01

محل تولد : بروجرد
سن هنگام شهادت : 21 سال

وظیفه/کادر : کادر

سازمان : نزاجا

تاریخ شهادت : 1365/06/27

محل شهادت : مهران

آرامگاه : گلزار بهشت شهدا بروجرد

کد ایثارگری : 6535785

زندگینامه

در روز اول مهر ماه سال 1343 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش احد(فوت1393)، فروشنده بود و مادرش مهین نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت.

به عنوان ستوان دوم ارتش در جبهه حضور یافت. در روز بیست و هفتم شهریور ماه سال 1365 ، در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی در گلزار بهشت شهدای زادگاهش بروجرد قرار دارد.

منبع:
ــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 613.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۵۲
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۰ ق.ظ

منیری مرتضی فرزند حسین

 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

شهید مرتضی منیری

شهید مرتضی منیری

نام : سیدمرتضی

نام خانوادگی : منیری

نام پدر : سیدحسین

سن هنگام شهادت : 22 سال

تاریخ تولد : 1339/01/01

محل تولد : بروجرد

وظیفه/کادر : وظیفه

سازمان : نزاجا

تاریخ شهادت : 1361/07/09
محل شهادت : مریوان

آرامگاه : گلزار بهشت شهدا بروجرد

کد ایثارگری : 6129223

زندگینامه

در روز اول فروردین ماه سال 1339 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش سیدحسن، فروشنده بود و مادرش ملوک (فوت 1359 ) نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت.

به عنوان سرباز ارتش در منطقه حضور یافت. نهم مهر 1361 ، در مریوان دچار سانحه رانندگی و واژگونی خودرو شد و به شهادت رسید. تربت پاک او در گلزار شهدای شهرستان بروجرد واقع است.

منبع:
ــ  فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 613.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۵۰
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۹ ق.ظ

منیری فرشید فرزند مجتبی

شهید فرشید منیری

 

شهید فرشید منیری

نام : فرشید

نام خانوادگی : منیری

نام پدر : مجتبی

نام مادر : عزیزه

تاریخ تولد : 1347/04/25

محل تولد : بروجرد

شغل : بسیجی

تاریخ شهادت : 1363/05/29

محل شهادت : زبیدات

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6313347

زندگینامه
در روز بیست و پنجم تیر ماه سال 1347 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش سیدمجتبی، کارگر آتش نشانی بود و مادرش عزیزه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.

از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و نهم مرداد ماه سال 1363 ، در زبیدات عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، شهید شد. تربت پاک وی در گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد واقع است.

منبع:
ــــ فرهنگ اعلام شهدا: استان خوزستان، جلد دوم( ش - ی )، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1395، صفحه 1316.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۴۹
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۷ ق.ظ

منصوری یوسف فرزند علی

شهید یوسف منصوری

شهید یوسف منصوری

نام : یوسف

نام خانوادگی : منصوری

نام پدر : علی

نام مادر : هزار

تاریخ تولد : 1314/07/02

محل تولد : آبادان

شغل : کارمند

تحصیلات : دیپلم

تاریخ شهادت : 1360/08/27

محل شهادت : دارخوئین

آرامگاه : گلزار شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6012865

زندگینامه

در روز دوم مهر ماه سال 1314 ، در شهرستان آبادان به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش هزار نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند هواپیمایی بود. ازدواج کرد و صاحب چهار پسر و سه دختر شد.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در روز بیست و هفتم آبان ماه 1360 ، در دارخوئین بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. تربت پاک وی در گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد قرار دارد.

منبع:
ــــ فرهنگ اعلام شهدا: استان خوزستان، جلد دوم( ش - ی )، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1395، صفحه 1314.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۴۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۶ ق.ظ

منصوری علی فرزند رضا

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
شهید علی منصوری

شهید علی منصوری فرزند رضا

 


شهید علی منصوری


نام : علی

نام خانوادگی : منصوری

نام ‌پدر : رضا

نام ‌مادر : زینب

تاریخ تولد : 1338/01/02

محل تولد : یکی از روستاهای اطراف بروجرد

سن: 22 سـال

شغل: پاسدار

مسئولیت نظـامی : حفاظت فرودگاه مهرآباد

وضعیت تأهل : متأهل دارای ۲ فرزند

تاریخ شهادت : 1360/07/05

محل شهادت : تهران خیابان ولی‌عصر

نـحوه شـهادت: توسط ضد انقلاب

آرامگاه: تهران بهشت زهرا (سلام الله علیها)

کد ایثارگری : 6012857

زندگینامه

در دوم فروردین 1338 در یکی از روستاهای اطراف بروجرد در خانواده‌ای مذهبی به‌دنیا آمد پدرش رضا، کارگر بود و مادرش،زینب نام داشت. به احترام مولای‌متقیان و امیر‌مؤمنان‌ نام او را علی نهادند. تحصیلات ابتدایی را تا ششم ابتدایی در زادگاهش گذراند و هم زمان به فراگیری قرآن نیز پرداخت و با استعدادی ذاتی به سرعت قرائت قرآن را آموخت. هنوز سال آخر تحصیلات ابتدایی را نگذارنده بود که به علت کبود امکانات و همچنین احتیاجات خانواده درس را رها کرده و مشغول کمک به پدرش در امر کشاورزی گردید.

در سال 1349 به همراه خانواده‌اش تحت تأثیر سیاست‌های ویرانگر پهلوی که هدفی مگر ورشکستگی و نابودی کشاورزی ایران نداشت، مجبور به‌ ترک زادگاهش و عزیمت به تهران گردید و در این شهر به کارهای ساختمانی پرداخت و در تأمین مخارج زندگی خانواده یاور شد.

از سال 1356 به طور مستمر و فعالانه در مبارزات‌اسلامی مردم ایران شرکت داشت و به همین منظور کار را نیز رها کرد. در پرتو تعملیات عالیه اسلام و کسب فیض از مجلس وعظ و سخنرانی روحانیون معظم، انسانی دیگر شده بود و دقت می‌کرد تا همه کارهایش مطابق با شرع باشد.

در دی ماه سال 1357 به اتفاق گروهی از هم‌فکرانش در گروهی به نام «کمیته مذهبی جوان» (بلد مقدسه) که در حضرت عبدالعظیم متشکل شد و در امر انتظامات بسیاری از راهپیمایی‌ها شرکت جست و به خصوص به هنگام بازگشت پیروزمندانه حضرت امام جزء انتظامات مراسم بهشت زهرا بود.

در ایام الله 21 و 22 بهمن در تسخیر مراکز سرکوب و استبداد رژیم پهلوی فعالانه شرکت داشته و بسیاری از اوقات را نیز در مدرسه امام و در محضر ایشان می گذارند. پس از پیروزی‌انقلاب نخست همراه با گروه بلد مقدسه مأموریت حفاظت از کاخ‌های سلطنتی را بر‌عهده گرفت و سپس در معیت شهید چمران به نیروهای ویژه نخست وزیری پیوست.

در سال 1358 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب‌اسلامی به عضویت آن در آمد و هنگامی که گروهک‌های محارب و کافر در کردستان آشوب به‌پا کرده بودند به‌فرمان امام عازم پاوه شد و در کنار شهید چمران مدتی در محاصره ضد‌انقلابیون قرار گرفت و با شجاعت از کیان اسلام پاسداری کرد.

به حکم وظیفه‌اش در سپاه پاسداران انقلاب‌اسلامی مسئولیت‌های گوناگونی از جمله خدمت در راه‌آهن، مراکز‌ اسناد‌ملی و فرودگاه مهرآباد را پذیرفت و در هر یک از این مسئولیت‌ها منشأ خدمات شایسته‌ای گردید. با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه‌های نبرد حق‌ علیه‌ باطل شد و برای بار اول مدت چهار ماه و نیم در منطقه سر‌پل‌ذهاب انجام وظیفه نمود و با متجاوزین بعثی نبرد کرد.

در همین مأموریت در اثر انفجار خمپاره از ناحیه دست و صورت مجروح شد و علی‌رغم میل خودش به اصرار فرماندهان برای مداوا به تهران بازگشت و در طول دوران نقاهت کماکان به انجام‌وظیفه در محل‌های مختلف مشغول بود و در اوقات فراغت برای کسب‌فیض از محضر اساتید حوزه‌علمیه به قم می‌رفت و هم‌چون طلبه‌ای بی‌آلایش درس می‌خواند.

پس از چندی مجدداً عازم جبهه‌های نبرد گردید و در جبهه بازی دراز شجاعانه به مبارزه‌اش در حراست از کیان اسلام ادامه داد. در همین دوران در یکی از نامه‌هایش نوشت: «خدایا به من توانایی بده تا در برابر کسانی که با دین تو اسلام مقابله می‌کنند به ستیز برآیم، خدایا به من ایمانی عطا کن که در راه رسول تو محمد(ص) نلغزم.»

به هنگام شهادت جانگذار شهید مظلوم دکتر بهشتی در جبهه بود و از آنجا برای خانواده‌اش نوشت: «سلام بر امام خمینی، چه پنداشته‌اند کفار و منافقین، آیا آنان فکر می‌کنند که با ترور اشخاص این انقلاب خاموش خواهد شد‌؟»

پس از بازگشت از جبهه به فعالیت مستمر در سپاه پاسداران انقلاب‌اسلامی ادامه داد و هم‌چنین از کلاس‌های درس حوزه نیز غافل نمی‌ماند و علم و ایثار را یکجا می‌آموخت.

 

 

 


شهادت‌نامه
صبح روز پنجم مهر ماه سال 1360، شهید منصوری ضمن خداحافظی از مادرش به وی گفت: «مادر من را حلال کن، التماس دعا.» این خداحافظی همیشگی او بود و مقدر بود که این آخرین خداحافظی‌اش باشد. آن روز منافقین کوردل به‌عبث می‌پنداشتند که با به‌ آشوب‌کشاندن خیابان‌ها و کشتار امت حزب‌الله نظام جامعه را بر‌هم‌ خواهند‌ زد.

شهید منصوری به حکم وظیفه به مقابله با این دسیسه شوم شتافت و در خیابان ولی‌عصر توسط منافقین مزدور به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پزشکی‌قانونی علت شهادت او را به شرح زیر گزارش کرده است:
« ...محل اصابت گلوله طرف چپ قفسه‌صدری و پاره‌گی طرف چپ قفسه‌صدری دارد... با توجه به مراتب فوق، علت مرگ خونریزی داخل قفسه صدری چپ در اثر اصابت گلوله تعیین می‌شود... »


این پرنده بلند پرواز و فاتح قله‌های بازی دراز، این بار در پروازی بلندتر، قله‌ای رفیع‌تر را در شهادتی خون‌بار فتح کرد و بر بال ملائکه به بلندای ابدیت پیوست. یادش گرامی باد.


وصیت‌نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
«و لا تحسبن الذین قتوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون»
نپندارید آنانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند‌؛ بلکه زنده اند و نزد خدایشان روزی می‌خورند. (آل عمران/۱۶۸)

خداوندا ! تو می‌دانی که ما در این قیام رضای تو را می‌خواهیم که از ظلم ولو بر یک نفر هم بیزار هستیم و تو می‌دانی که برای اجرای عدالت تو قیام کردیم و تو می‌دانی که از این تعدیات و ظلم‌ها بی‌زار و منزجر هستیم. (امام خمینی)

من امروز چند کلمه با پدر و مادر با برادران و خواهرانم صحبت می‌کنم که بعد از من هر وقت می‌خواهند با هدف من، راه من و پیام من را بشنوند... اما چون برای این کار از اول صحبتم را تنظیم نکردم اگر مسئله ای را جلو و یا عقب به عرض می‌رسانم، مرا ببخشید.
اسلام با «لا» ی محمد(ص) و «نه» علی و حسین(ع) شروع شده است و این «لا» همچنان در مقابل طاغوت‌های زمان دیواری بوده است و به پیروان این مکتب می‌آموزد که هر چه بیشتر در مقابل ابلیس‌ها مستحکم بمانند.

باز هم این «لا» گفتن مسئولیت را برای پیروانش مشخص کرده و در اسلام انسان همیشه در راه خدمت به خداست که این همان مسئولیت است که شخص باید قبول کند که قبول این مسئولیت بهترین و راحت‌ترین ثمره‌اش شهادت است و شهادت هم در اسلام حقیقی نه مصلحتی به آسانی به دست نمی‌آید، مگر با جهاد و آگاهی و عقیده که این جهاد و عقیده هم باید در رابطه با الله باشد.

که حسین(ع) بزرگ‌ترین آغازگر جهاد و سرور شهیدان آنقدر در این راه پیش‌می‌رود که از روزها جنگ مسلحانه و از دست دادن بهترین و رشیدترین یارانش با بزرگترین طاغوت زمان یعنی یزید پسر معاویه که در آن روزها از بیشترین قدرت نظامی و مادی برخوردار بود و حتی اگر از هر گوشه ای از جهان نیرو می‌خواست، صدها هزار در اختیارش می‌گذاشتند که با این ابر مرد تاریخ بجنگد؛ اما حسین(ع) وقتی با 72 نفر در برابر اینها برای پیاده‌کردن دین محمدی آن‌چنان شجاعانه در رساندن آوازه این «لا» به گوش جهانیان روبرو شد و با شکست ظاهری خویش آن شکستی را به آن ناپاکان داد که بعد از قرن‌ها که از این واقعه می‌گذرد هنوز هم هر انسان آگاه و مکتبی در هر لحظه که حتی یک قطره آب می‌نوشد، اول سلام و درود گرم خود را به او و یارانش می‌فرستند و بدترین لعنت و نفرین خدا را بر یزید پسر معاویه.

در رابطه با همین مسئله معلم شهید دکتر شریعتی می‌گوید: آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌اند.

بله شهادت این آرزوی جاودانه‌ما و همه پیروان حسین(ع) دو چهره دارد، خون حسینی و پیام زینبی و تاریخ داستان تربیت‌یافتگان مکتب انقلابی قرآن را که از آغوش گرم نوعروسان به سوی میدان جنگ شتافتند و شربت شهادت نوشیدند ضبط کرده است.

و من در کمال آزادی و با تمام آگاهی طبق دستور و پیروی از حسین زمان، امام‌امت رهبر ‌انقلاب‌بزرگ‌اسلامی و ولایت‌فقیه و بنیان‌گذار‌ جمهوری‌اسلامی‌ایران یعنی خمینی‌کبیر این شهادت را می‌پذیرم تا شاید با خون اندکم پیامی برای دیگر خواهران و برادران داشته باشم.

بله دوستان من، ما اسلام را با تمام وجود پذیرفته‌ایم، هم‌چنان که گفته شد این «لا» وظیفه‌ای را برای ما به‌وجود می‌آورد و به ما محول می‌کند. چون وقت اندک است نمی‌خواهم از تمام پیامبران و امامان یادی بکنم، فقط می‌گویم چهارده معصوم ما همه به جهاد اعتقاد دارند و ما هم به اصول دین و فروع دین اعتقاد داریم.

من می گویم اصول‌دین سه تا و اصول‌مذهب دو تا این‌ها را هر کس باید خود با آگاهی و عقیده‌ای که نسبت به اسلام دارد باید بشناسد و اما فروع‌دین که باید از مجتهدین و فقها پیروی کرد، یک اصل آن جهاد است که دراین زمان تمام آیت‌الله‌ها و مجتهدین این جهاد را احتیاج می‌بینند.
مگر این جهاد چیست که این همه مهم است‌؟ برادران من ما با جهاد می‌توانیم با تمام قدرت‌های جهانی که با وارد‌کردن ایسم‌هایی چون امپریالیسم، صهیونیسم، ناسیونالیسم و کمونیسم و ایسم‌های دیگری که می‌خواهند مذهب را از ما بگیرند با واردکردن دزدانی به نام مستشار که ما را از نظر صنعتی و کشاورزی به‌نابودی برسانند، از داخل و خارج از طریق نظامی، سیاسی و ایدئولوژیکی.

گاهی می‌خواهند کودتای نظامی و گاهی می‌خواهند از طریق فلان خلق و خلق فلان و گاهی مسئله ملیت و ملی‌گرایی را به‌میان می‌کشند، گاهی بین اقشار مردم تفرقه می‌اندازند. پول به تمام رادیوها و تلویزیون‌ها و روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها که هر کدام به‌نحوی زیر نظر خودشان است می‌دهند که علیه‌ما تبلیغات سوء بکنند.

ما با توجه به همان «لا» و اعتقاد به جهاد می‌توانیم در برابر آنها چون کوه استوار بمانیم. وقتی ما دیگر «لا اله الا الله» و «الله‌اکبر» نگفتیم، همان است که قرآن را از ما می‌گیرند. نهج البلاغه را از ما می‌گیرند، ولایت فقیه را از ما می‌گیرند. همانی خواهیم شد که شاه را سایه خدا در روی زمین می دانستیم.

وقتی «لا» را از ما گرفتند همان‌هایی خواهیم شد که سید جمال الدین اسدآبادی آن متفکر بزرگ اسلام را در چله زمستان میان آن برف و سرما از یک حجره کوچک با حال مریض و کمترین لباس با آن خفت‌وخواری از کشور بیرون کردند و کسی هم خم به ابرویش نیاورد.

وقتی «لا» را از ما گرفتند دیگر در برابر قراردادهای استعماری چون کاپیتولاسیون و دیگر قراردادها هیچ عکس‌العملی نمی‌توانیم نشان بدهیم. اگر افرادی هم چیزی بگویند و بخواهند مردم را آگاه بکنند، شبانه به خانه آنها می‌ریزند و همه را به زندان و تبعید و شکنجه‌گاه می‌فرستند.

پدر جان هر روز عاشورا و همه جا کربلاست. تنها خواهشی که من از شما دارم این است که هرگز این خیال را در دل راه ندهی که شاید دیگر پیر شده‌ام، از شما هم‌ کاری ساخته می‌شود، بودند کسانی که در راه آرمان‌شان حتی پیرتر از شما هم مثلاً حبیب‌بن‌مظاهر که یک‌تنه در ظهرعاشورا جلوی تیرهای آن دژخیمان که مثل باران بهار به طرف مردان حق می بارید، گرفت تا حسین(ع) و یاران باوفایش نماز بگزارند.

پدر جان شما هم تفنگ مرا به دوش بگیر و از اسلام و «لا» ی محمدی(ص) آن‌چنان دفاع کن که دیگر هیچ تجاوزگری نتواند به حریم اسلام عزیز کوچک‌ترین تجاوزی بکند و بعد از خود این اسلحه را به مادرم و خواهرانم و برادرانم بسپار که هر کدام تا آخرین لحظه برای مکتب خود یعنی اسلام محمدی(ص) بجنگند و تشیع سرخ را هر چه بیشتر بر پا دارند. مبادا آن تفنگ را بر زمین گذاشته که آن را دشمن بر می‌دارد و آن‌چنان بر مغز شما می‌کوبد که دیگر قدرت تفکر نداشته باشید.

آری من و شما همیشه آرزو می‌کردیم که ای کاش در جنگ‌های صدر اسلام می‌بودیم با قریش‌ها و با معاویه و ابوسفیان و خوارج می‌جنگیدیم و از یاران محمد(ص) و علی(ع) و حسین(ع) به حساب بیاییم و شهید و شاهد شویم. اکنون جنگ‌های صدر اسلام پیش آمده است.

اگر در آن زمان جنگ بدر، احد، نهروان، کربلا و دیگر جنگ‌ها بود، امروز جنگ گنبد و کردستان و خوزستان و فارس و جنگ ایران و عراق است. جنگ ایران با آمریکا، ایران با روسیه شوروی، ایران با اسرائیل و با مصر، ایران با اردن و دیگر تجاوزگران.

اگر آنها قرآن را بر نوک‌نیزه می‌کردند، اینها منکر وجود خدا هم هستند. از هر طرف بر این انقلاب نوپا ضربه می‌زنند. بعد از محمد(ص) و دیگر معصومین هر کسی که برای اسلام راستین خواست کاری انجام دهد آن را به هر شکلی که شد سرنگون کردند. اگر خون مدرس‌ها و نواب صفوی‌ها و مطهری‌ها می‌جوشد، تو مادر زینب گونه در کمال افتخاری که نصیبت شده، هیچگاه ناراحتی و گریه‌وزاری به خود راه نده و چون کوهی استوار بر این رنج‌هایی که از طرف کفار برایت در نظر گرفته شده است، استقامت کن.

حالا زمانی‌نیست که دیگر رفت در صف نفت و بنزین یا نان و گوشت و... ایستاد. چون با جمع‌آوری چند لیتر نفت یا ینزین یا خشک کردن چند نان نمی‌شود با امپریالیسم‌ها جنگید. ما در تحریم اقتصادی هستیم باید یادی از یاران پیامبر حضرت محمد(ص) کرد در جریان قیام محمد نیز محاصره اقتصادی، سیاسی از دوره های تعیین‌کننده انقلاب‌اسلامی است.

سران قریش از نفوذ و پیشرفت آیین یکتاپرستی سخت خشمگین بودند، تصمیم می‌گیرند تا با محاصره اقتصادی انقلاب را با مشکلات بزرگی درگیر کنند... مستکبران و ضد انقلابیون جمع شده و عهدنامه‌ای امضا کردند و آن را در داخل کعبه آویزان کردند و قسم یاد کردند که تا دم مرگ به آن وفادار بمانند.

مواد قطعنامه از این قرار است که همه گونه خریدوفروش باید با یاران محمد(ص) تحریم شود. ارتباط و معاشرت با آنان اکیداً ممنوع باشد، کسی حق ندارد با مسلمانان ازدواج نماید در تمام پیشامدها باید از مخالفان محمد(ص) طرف‌داری شود، همان چیزهایی که همینحالا شماها شاهد و ناظر بر آن هستید و این محاصره در حدود سه سال در میان کوه‌های مکه در دره‌ای به نام شعب‌ابی‌طالب طول کشید.

فشار و سخت‌گیری به بی‌نهایت رسید، سعدوقاص گفته است: «من از میان دره بیرون آمدم در حالی‌که نزدیک بود تمام قوا را از دست بدهم، ناگهان پوست خشکیده شتری را دیدم آن را برداشتم و شستم و سوزاندم، کوبیدم و بعد با کمی آب مختصری خمیری کردم و از این طریق سه روز به سر بردم.»

به هر حال مسلمانان انقلابی با چنین شرایطی مقاومت کردند، سرانجام همین گروه محاصره شده هسته انقلاب بزرگی را تشکیل دادند که در اندک مدتی دو امپراطوری بزرگ روم و ایران را به اسلام فراخواندند و تسلیم نمودند. هرگز گمان مبرید بدون جهاد و تلاش و تحمل سختی‌ها رها خواهید شد و این سخت بر پیشینیان گذشته است با رنج و سختی در آمده‌اند تا ناپاکان شناخته شوند. (قرآن کریم)

در نیمی از جهان فعلی انواع تبعیض‌ها و برتری و نژاد‌پرستی‌ها و اوضاع ظالمانه‌ای بر آن حاکم است. انواع شکنجه‌ها را بر بهترین فرزندان هابیل تحمیل می‌کنند. خون محمدباقر صدر به‌زمین ریخته می‌شود و دیگر هم‌سنگرانش ترور یا ناپدید می‌شوند. اینها از اسلام می‌ترسند که دست به این چنین جنایت‌ها می‌زنند و ما باید از اسلام دفاع کنیم که دفاع هم عقلاً و هم شرعاً واجب است.

یک امت که می‌خواهد سرنوشت خود را به‌دست بگیرد و دیگر به این جهان‌خواران باج ندهد به مرزهای یک ملت که می‌خواهد فریاد مستضعفان جهان را به گوش‌های آنهایی که کرند و ناله زاغه نشینان را نمی‌شنوند، برساند حمله می‌کنند و به داخل خاک آن کشور می‌آیند و آنها را بمباران می‌کنند به مریض و مریض خانه رحم نمی‌کنند، منابع طبیعی‌شان و نفتی‌شان را از بین می‌برند.

وقتی که رهبر این مستضعفین و بردگان می‌گوید: «برادران و خواهران عزیزم که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان سلب نمایید.» به آن رهبر و آن امت بی‌شرمانه هزاران هزار اتهام می‌زنند.

برادران و خواهران عزیزم برای رضای خدا قیام کنید، نمی‌شود عثمانی زندگی کرد و از ابوذر سخت گفت، برای رضای‌خدا از مکتب خود با چنگ‌ودندان نگهداری کنید. یادی از علی(ع) امام اول که با گفتار و پندار خود امیرمؤمنان شد، من نمی‌توانم نام خود را علی نهم، ولی از کردار او دور باشم.

که آن اشکی که از چشمان علی(ع) می‌آید با آن شمشیری که در جنگ‌ها می‌زند هر دو برای رضای خداست، آنجا که حضرت علی(ع) شمشیر به دست می‌گیرد برای دین است که صخره و مانع‌های بر سر راه این انقلاب و دین خداست که باید برداشته شود، آنجا که شب در رخت‌خواب پیامبر(ص) می‌خوابد و پیامبر را شبانه از شهر بیرون می‌کند، برای رضای خدا بود که آن «لا» را از مردم نگیرند.

در آن روز محمد «لا» بود و امروز هم ما آن «لا» را داریم که یکی از بازماندگان همان پیامبر است. او امام‌خمینی است، خمینی هم پیرو راه حضرت‌محمد(ص) و علی(ع) است و نگهبان همان قرآن است، امام‌خمینی استاد آن مکتب است. فریادگر همان یتیمان و زاغه‌نشینان است. اگر محمد(ص) در 1400 سال پیش «‌نه» گفت در برابر جهالت‌ها و شرک‌ها، در برابر خدایگان‌های دست‌ساز «نه» گفت، امروز هم امام‌خمینی گرفتاری‌هایش همانان است و کلی بیشتر که بعد از 1400 سال که گذشته دوباره می‌خواهد همان شیعه علوی و شهادت و تشیع سرخ را در جهان رواج دهد.

بله، شهادت، شهادت، آرزوی هر مسلمانی که اسلام واقعی را درک کرده باشد، است. برادران و خواهران و دوستان من از شما می‌خواهم که از رفته و کشته‌شدن فی‌سبیل‌الله ناراحت نباشید، چون انقلاب ما که حرکت بزرگ مستضعفین جهان علیه مستکبرین و جهان‌خواران شرق‌وغرب می‌باشد به زودی به‌‌ثمره نهایی می‌رسد و تمام مستضعفین از قید بندگی و بیچارگی آزاد می‌شوند.

ما در زمانی به سر می‌بریم که سرنوشت خود را باید به‌دست بگیریم شاید بعضی‌ها فکر کنند که انقلاب ما پیروز شده است، بله، پیروز شده اما تا به حال پیروزی مقدماتی بوده است؛ پیروزی ما زمانی است که دیگر در جهان ظلم نباشد و ما که می‌خواهیم این انقلاب را به تمام جهان صادر کنیم و زمینه را برای حکومت حضرت مهدی(عج) آماده کنیم تا با ظهور حضرت مهدی توحید، سراسر آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا را فرا گیرد و همه جا در زیر بیرق «الله‌اکبر» و «لا اله الا الله» یک شعار بدهند، آن هم «الله‌اکبر».
آن وقت است که دستگاه‌های جاسوسی، ماهواره‌ها و ستون‌پنجم به‌کار می‌افتد مدرن‌ترین سلاح‌های نظامی، ماهرترین کارشناسان نظامی و دیگر رشته‌ها به‌کار گرفته می‌شوند، به طور پنهانی و آشکار با ما می‌جنگند در حالی که شهرهای مرزی ما را شاید بیشتر از نیمی آنها را گرفته‌اند، آتش بس اعلام می‌کنند، میانجی می‌فرستند، شورای امنیت تشکیل می‌دهند. (آن‌هم چه شورای امنیتی که به جز یک نفر نماینده خود ما دیگر افراد همه از آنها است)

تازه مهم‌تر این است، همیشه با غرب آن را وتو می‌کنند یا شرق، اینها می‌خواهند یک فلسطین دیگر، یک قدس دیگر، یک جنوب لبنان دیگر به وجود بیاورند، ما را در یک کوچه بن‌بست قرار می‌دهند بعد می‌گویند آتش بس، مذاکره، نه اینها کور خواندند، ما همه اینها را به‌حساب آن می‌گذاریم که می‌خواهیم حکومت‌اسلامی را در سرتاسر جهان حکم فرما کنیم، پس این غرامت‌ها را هم با کمال میل می‌پردازیم.

من باز هم انقلاب را در مرحله خون‌دادن می‌بینم، آن قدر خود می‌دهیم که سرتاسر جهان را خون بگیرد. اما محال است که یک قدم به‌عقب برگردیم. ما می‌جنگیم تا آنها خسته شوند، چون امام ما گفته: «آن که برای خدا قیام کرده در هر دو حال پیروز است.»

اگر همه کارترها و برژنف‌ها را به جهنم فرستادیم و خودمان زنده ماندیم که پیروز در دنیا هستیم و حکم خدا را مو به مو در تمام جهان اجرا می‌کنیم. اگر هم کشته شدیم که پیروزیم‌، پیروزی را در آخرت به‌دست‌‌آورده‌ایم.

خلاصه در هر دو جهت ما پیروزیم. پس ما منزوی نیستیم، شرق و غرب منزوی هستند. امروز که تاریخ 3 مهر 1359 است، هیچ چاره‌ای به جز جنگیدن نداریم، شاید هم این بنده حقیر خدا این طور فکر می‌کنم باید جنگید و ملت‌ها را آگاه کرد که برای چه می‌جنگیم، ما پیروز هستیم و با یاری الله ملت ها را هم پیروز خواهیم کرد.

به امید ظهور امام عصر مهدی(عج) و طول عمر و سلامتی حضرت امام خمینی و پیروزی رزمندگان اسلام و شفای معلولین و مجروحین انقلاب‌اسلامی و نابودی جهان‌خواران آمریکا و شوروی و ایادی آنها مخصوصاً صدام و اسرائیل و فرانسه و... وحدت مسلمین جهان و صادر کردن انقلاب و زیارت کربلای حسینی و نجف و قدس و...


3 مهر 1359
بنده حقیر علی منصوری
والسلام‌علیکم و رحمه الله و برکاته
با دعای تمام امت حزب‌الله، خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار (آمین)

 

عکس مزار شهید علی منصوری فرزند رضا


منبع:

ـ پیروان حق و باطل، انتشارات دادسرای انقلاب اسلامی تهران، چاپ اول، پاییز 1365، جلد 7.
ـ سایت هابیلیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۴۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۱ ق.ظ

منصوری کوروش فرزند ولی

شهید کورش منصوری

شهید کورش منصوری

نام : کورش

نام خانوادگی : منصوری

نام پدر : ولی
نام مادر : رقیه

تاریخ تولد : 1345/08/10

محل تولد : بروجرد

شغل : بسیجی

دانشگاه : فنی و حرفه ای شهید صدوقی یزد

مقطع تحصیلی : کاردانی

رشته تحصیلی : برق

تاریخ شهادت : 1365/10/23

محل شهادت : شلمچه

عملیات : کربلای 5

آرامگاه : گلزار شهدای خرم آباد

کد ایثارگری : 6535668

 

زندگینامه

دهم آبان ماه سال 1345 ، در روستای احمدآباد از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش ولی، کارگر نفت فروشی بود و مادرش رقیه نام داشت.دانشجوی دوره کاردانی در رشته برق بود.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و دوم دی 1365 ، در شلمچه به شهادت رسید.پیکر مطهر وی مدت ها در منطقه برجا ماند و سرانجام در هفتم تیرماه سال 1378 ، پس از تفحص  تربت پاک وی در گلزار  شهدای خرم آباد زیارتگاه خیل غظیم امت حزب الله شد.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 612.
                                                          

قسمتی از وصیت نامه شهید کوروش منصوری

خدایا تو را شکر می کنم که مسلمان را به اسلحه شهادت مجهز کردی تا علیه طاغوتیان و ستمگران قیام کنند و با خون خود ذلت هزار ساله را از دامان اسلام پاک کنند و ارزش و اهمیت شهادت را در معرکه حیات درک کنند به گونه ای که با ایمان به خدا و اراده ای آهنین خود را از لجنزار دنیایی بیرون کشیده و علی وار زندگی کنند و در راه سرخ حسین گام بردارند.
آمریکا و ایادیش بدانند که دیگر در داخل این مملکت نمی توانند نفوذ کنند و به گفتة امام؛ آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. ملت ایران با همین عشق و ایمان به خداوند متعال به پیش می روند و تا نابودی رژیم صدام از پای نخواهند نشست و همچنان با حضور گستردة خود در راهپیمائی ها، نماز جمعه و جماعت و دیگر مجالس، راه شهیدان را ادامه خواهند داد.
خدایا به ما قدرت ده تا به جمع شهدا بپیوندیم و در راه پاسداری از انقلاب تا آخرین قطره خون خود فداکاری کنیم. برادرانم سلاح بر زمین افتاده مرا بردارید و سنگر خالی ام را پر کنید و در خاتمه از کلیه دوستان و آشنایان می خواهم که مرا ببخشند به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی و برافراشته شدن پرچم اسلام در تمامی نقاط گیتی.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۴۱
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۲۷ ق.ظ

منصوری علی حسین فرزند میرزاحسین

شهید علی حسین منصوری

شهید علی حسین منصوری

نام : علی حسین

نام خانوادگی : منصوری

نام پدر : میرزاحسین

نام مادر : صنم تاج

تاریخ تولد : 1340/11/01

محل تولد : روستای دره گرم بروجرد

شغل : دانش آموز

تاریخ شهادت : 1361/04/23

محل شهادت : پاسگاه زید عراق

آرامگاه : گلزار بهشت شهدای بروجرد

کد ایثارگری : 6129159

زندگینامه

در روز اول بهمن ماه سال 1340 ، در روستای دره گرم از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورز بود و مادرش صنم تاج نام داشت.تا چهارم متوسطه درس خواند.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم تیر 1361 ، در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر مطهرش مدت ها در منطقه باقی ماند و عاقبت در روز سوم مهر ماه سال 1376 ، پس از تفحص پیکر پاکش به وطن بازگشت و تربت پاک او در گلزار بهشت شهدای شهرستان بروجرد زیارتگاه خیل عظیم امت خداجو و حزب الله شد.

منبع:

ـــ   فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 612.              

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۲۷
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )

نـیـروی هـوایـی ارتـش جمهوری اسلامی ایران

خلبان شهید شهاب الدین طباطبایی سلطانی

خلبان شهید شهاب الدین طباطبایی سلطانی

نام : شهاب الدین

نام خانوادگی : طباطبایی سلطانی

نام پدر : ابوالفضل

تاریخ تولد : 1322/03/02

محل تولد : بروجرد

سن هنگام شهادت : 37 سال

شغل : خلبان جنگنده F5-E

تاریخ ورود به نیروی هوایی : 1343/2/1

تاریخ شهادت : 1359/08/24

محل شهادت : سوسنگرد

آرامگاه : جـاویدالاثـر

کد ایثارگری : 5906879

زندگینامه

شهید شهاب الدین طباطبائی سلطانی در روز دوم خرداد ماه سال 1322 در بروجرد دیده به جهان گشود. پس از پایان تحصیلات در روز اول اردیبهشت ماه سال 1343 وارد نیروی هوایی گردید و پس از طی دوره پیشرفته پرواز به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 5 انتخاب و در گردان 102 شکاری مهرآباد مشغول به خدمت شد در اوایل سال 1350 به گردان 61 شکاری بوشهر منتقل گردید و در همین پایگاه معلم خلبان و سپس افسر عملیات پایگاه شد در سال 1356 جهت گذراندن دوره فرماندهی گردان به آمریکا اعزام گردید پس از بازگشت به عنوان رئیس شعبه طرح های پنج ساله دایره آموزش نیروی هوایی منصوب شد قبل از شروع جنگ به عنوان مدیر آموزش معاونت عملیات ستاد نیروی هوایی منصوب گردید .

با شروع جنگ به همراه استادان بی نظیر پرواز اف 5 مثل دانشپور ، اقبالی ، ذوقی مقدم و ... از ستاد نیروی هوایی به پایگاه دوم شکاری مامور گردید و پروازهای بی نظیری را انجام داد. روز دهم مهر ماه به دزفول مامور گردید . صبح روز دوازدهم مهر ماه سال 1359 یک فروند اف E ـ 5 به خلبانی سرهنگ دوم شهاب الدین طباطبائی جهت بمباران نیروهای دشمن در سوسنگرد به پرواز در می آید و در همین منطقه از صفحه رادار محو می گردد در تحقیقات محلی در اسفند ماه سال 1362 اهالی روستایی به نام سابله تایید می کنند که هواپیما مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفته و بقایای پیکر خلبان را نیز در کنار رودخانه ای دفن کرده اند ولی تا این تاریخ هنوز پیکر پاک ایشان کشف نگردیده است .

سرانجام این شهید گرانقدر در 24 آبان ماه سال 1359 در سن 37 سـالگی در اثر اصابت موشک دشمن بعثی به هواپیمای F5 وی در سوسنگرد به فیض عظمای شهادت دست یافت و جاویدالاثر شد.

به پاس رشادت ها و فداکاری های خلبان شهید سید شهاب الدین طباطبایی سلطانی در شهریور ماه سال 1400 مقام عظمای ولایت مدال ایثار و فداکاری را به خانواده ی این شهید سرافراز اعطا نمودند.

منابع :

ـــ خبرگزاری دفاع مقدس

ـــ سایت نوید شاهد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۲۶
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ

منوچهری محمدصادق فرزند منصور

شهید محمدصادق منوچهری

شهید محمدصادق منوچهری

نام : محمدصادق

نام خانوادگی : منوچهری

نام پدر : منصور

نام مادر : سکینه

تاریخ تولد : 1345/06/05

محل تولد : بروجرد

شغل : بسیجی

تاریخ شهادت : 1362/05/15

محل شهادت : حاج عمران عراق

آرامگاه : گلزار شهدای باغ بهشت همدان

کد ایثارگری : 6224190

زندگینامه

محمدصادق در روز پنجم شهریور ماه سال 1345 ، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش منصور (شهادت 1361 ) کتابفروش بود و مادرش سکینه نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه بود.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در روز پانزدهم مرداد ماه سال 1362 ، در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. تربت پاک وی در باغ بهشت شهرستان همدان واقع است.

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 613.
                                                          

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۰۴ ، ۱۱:۱۸
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
يكشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۱۰ ب.ظ

منوچهری منصور فرزند علی اکبر

شهید منصور منوچهری

شهید منصور منوچهری

نام :منصور

نام خانوادگی : منوچهری

نام پدر : علی اکبر

نام مادر : سلطنت

تاریخ تولد : 1308/04/08

محل تولد : خرمشهر

شغل : بسیجی

تاریخ شهادت : 1361/04/23

محل شهادت : کوشک

آرامگاه : گلزار شهدای شهرستان آبادان

کد ایثارگری : 6129215

زندگینامه

سال 1308 ، در شهرستان خرمشهر به دنیا آمد. پدرش علی اکبر، فروشنده بود و مادرش سلطنت نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کتابفروش بود. ازدواج کرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد.

به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم تیر 1361 ، در کوشک بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. تربت پاک وی وی در گلزار شهدای شهرستان آبادان قرار دارد. پسرش محمدصادق منوچهری نیز شهید شده است

منبع:
ـــ فرهنگ اعلام شهدا: استان لرستان، تنظیم: مرکز مطالعات و پژوهش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران، تهران، نشر شاهد، 1392، صفحه 613.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۰۴ ، ۱۶:۱۰
نویسنده : خادم الشهدا
برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
آخرین مطالب
.: وبلاگ شهدای بروجرد :.